خرقه پشمینه
منوی وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب

جواب بدهید
تعداد زیادی روایت صحیحه از اهل بیت موجود است که علاوه بر رد صوفیه آنها را از مخالفین خود میدانند.هر چند کسانی مثل ملا سلطان گنابادی که نتوانسته اند صحت این روایات را زیر سوال ببرند گفته اند این روایات در مورد صوفی های سنی است.اما اهل بیت اصل تصوف را رد کرده اند.لذا روشن شدن موضع دوستان در مورد نظرات اهل بیت راه گشای بسیاری از مسائل است.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه سی ام بهمن 1384 ساعت 13:52 | لینک ثابت |
مظلوم نمایی
چند روز است از حمله چماق به دستان درویش نام به مردم قم میگذرد اما همزمان سایتهای دراویش و مخالفین جمهوری اسلامی از انگلیس گرفته تا المان و فرانسه ماجرا را اینگونه جلوه دادند که یک عده درویش بیچاره در قم بودند بدون دلیل نظام انها را زد اماچند نکته جالب:
دراویش کتک خوردند اما نمیدانم چرا مردم قم ۳۰۰ زخمی دادند.حتما ذکرهای دراویش آنها را زخمی کرد
دستگاه پخش برنامه های ماهواره ای برای انعکاس این جریان به خارج در حسینیه شریعت که خودم هم آنرا دیدم حتما توسط نظام تهیه شده بود تا مظلومیت دراویش ۲ چندان شود
قمه ها و چاقوهای دراویش که در یکی ۲ روز آینده عکسهایش را اسکن میکنم حتما برای اظهار ارادت به مردم قم تهیه شده بود
مشعلهای آتش و چماقهای صیقل داده نیز حتما ابزار ذکر دراویش بوده
من متاسفم که عده ای ندیده از دور هر چی بی بی سی و عده ای مزدور میگویند را تکرار میکنند اما قصد نداشتم روشنگری کنم اما در ۲ روز آینده با عکس ثابت میکنم دراویش با قصد درگیری و تجهیزات کامل و کمکهای خارجی آمده بودند بگذریم از وسائل فسادی که در خانقاه بود که همه ما و حتی مسولینی که آنجا بودند را شوکه کرد
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و نهم بهمن 1384 ساعت 14:24 | لینک ثابت |
تعصب بی جا
بجای اینقدر فحاشی و اهانت و دنبال موید گشتن بروید سخنانی را که از بزرگان خودتان نوشته ام پاسخ دهید.من نظرات وبلاگ را پاک نمیکنم تا مردم بفهمند ثمرات ذکر و درویشی چیست.طهارت قلب اینها آنقدر در خانقاهها و بزمها زیاد شده که از دل به زبانشان جاری شده است.اینکه مرا الاغ خوانده اید شاید درست باشد.چون حیوانات هم ذکر خدا میگویند و من بسیاری از مواقع غافل از اویم.اینکه مرا دشمن صوفیه خوانده اید .من دشمنی شخصی با کسی ندارم اما به دستور اهل بیت بویژه امام هشتم از این نوع تفکر برائت میجویم.اگر انسان منصف باشد و اینهمه روایت صحیح را که برخی از بزرگان صوفیه هم انها را تایید کرده اند اما قصد توجیه آنرا داشته اند بخوانید یقینا متوجه خواهید شد نظر اهل بیت در مورد صوفیه چیست.بدعت در دین چیست و مبدعین چه کسانی هستند.
کمی تعقل و انصاف گاهی انسان را بعد از سالیان درازی از جمود خارج میکند
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 14:16 | لینک ثابت |
دروغ بستن به امام
یک آقایی نظر داده و گفته امام هم از صوفیان حمایت میکرده.لذا برای روشن شدن اذهان جمله ای از کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) بحث کبر حدیث چهارم میاورم شاید تعقل شود
آن بیچاره ای که خود را مرشد و هادی خلایق میداند و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته از این دو حالش پست تر و غمزه اش بیشتر است.اصطلاحات این دو دسته عارف و حکیم را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بیچاره صاف و بی آلایش را به علما و سایر مردم بد بین نموده برای رواج بازار خود فهمیده و نافهمیده پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده گمان کرده به لفظ حال جذبه و حب دست میدهدای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم این کار تو هم اینقدر کبر و افتخار ندارد
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 14:9 | لینک ثابت |
صوفی گنابادی
یکی از گروههای صوفی فعال در ایران فرقه نعمت اللهی گنابادی است.هر چند نعمت اللهی ها خود به چند فرقه مثل کوثریه. شمسیه.حجت علیشاهی.و غیره تقسیم میشوند اما با توجه به سوالات برخی از مردم مبنی بر اینکه اشکالات این فرقه چیست موارد زیر را از بزرگان آنها و آثارشان می اورم.امیدوارم مستدل پاسخ دهند.
۱-اباحه گری.ملا سلطان گنابادی موسس گنابادیه میگوید:اصل و حقیقت روح نماز همین ذکر قلبی است که ما داریم ومن خودم که در خانه هستم نماز نمیخوانم و مسجد هم که میایم برای عوام است.(مقامات العرفاء صفحه ۱۵۲)
۲-بدعت در دین:مساله عشریه که این آقایان اعلام کرده اند و آنرا جایگزین حکم صریح قران در مورد زکات و خمس میدانند.ملا سلطان گنابادی در کتاب نابغه علم و عرفان چاپ تابان ۱۳۳۳صفحه ۲۰۴ میگوید:یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی زکوه زکوی و از خمس خواهد بود.
چه کسی به ایشان اجازه داده حکم صریح قران را نقض کند و حکمی جدید اختراع نماید.
۳-غسل اسلام:این غسل علاوه بر اینکه بدعت است توهینی به سایر امت اسلامی است که انها را مسلملن نمیداند.سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات خود صفحه ۲۱ میگوید:مراد از اسلام در این مورد تسلیم امر الهی شدن است که چون شخص تصمیم و عزم دارد خود را نسبت به شریعت مقدس تسلیم و مطیع محض نماید به این نیت غسلی انجام میدهد و اشکالی ندارد.
این یک بدعت آشکار و اهانت به سایر مذاهب اسلامی است چون معنی این کلام اینست که بقیه تسلیم امر خدا نشده اند و حالا باید مسلمان شوند.تازه در کجای آیات و روایات همچین حکمی است.این از غسل تعمید مسیحیت اخذ شده است.
انشائ الله روزهای آینده از کتب و آثار خود اینها به نقد تفکراتشان میپردازیم
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 ساعت 15:17 | لینک ثابت |
چرا پاسخ هر سوالی را نمیدهم
این جناب آقا فرهاد هر روز چند کیلومتر حرف میزند و منتظر است بنده جواب همه آنها را بدهم.مشغول کردن بنده به سوال بهترین راهی است که وبلاگ بنده نا کار آمد شود.شما هیچ کدام از سوالهای بنده را پاسخ نداده ای و از اول در قبال هر موضوع مطلبی جدید آنهم کلی و بدون ذکر سند آورده ای.بنده از امروز با مدرک و آدرس مینویسم شما هم در همان موضوع با مدرک انهم شرع جواب بده.
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 ساعت 14:57 | لینک ثابت |
پشت صحنه ماجرای دراویش قم
ماجرای روز دوشنبه دراویش نعمت اللهی قم در برخی رسانه ها منعکس شد.اما بنده به عنوان یک ناظر بحثی دارم که باید به آن دقت شود.مهمترین مساله اینست اگر آقایان دراویش به تعطیلی خانقاه خود یا همان حسینیه شریعت اعتراضی داشتند چرا لشگر کشی کرده و از فرقه هایی همچون اهل حق کرمانشاه که علی الهی هستند نیرو آوردند.بنده از ساعات اول ماجرا آنجا بودم.سوال من اینست که چرا علاوه بر برخی از تابعین این فرقه عده ای چماق بدست و اشرار با سابقه از شهرهای کرمانشاه لرستان و غیره با تجهیزات اینجا آمده بودند.این آقایان یک کیسه گاز اشک اور دستی داشتند که خیلی ها از جمله بنده را دچار مشکل کرد.چرا از شب قبل روی پشت بامها آجر برده بودند یا مشعل آتش همراه داشتند.چند نفر از مردم بدست چماق به دستهای این آقایان زخمی شدند.بسیاری از اینها زنها و بچه ها را سپر کرده بودند.آیا بستن یک خیابان و گرفتن پیاده رو اصلی ترین خیابان یک شهر آنهم از روز قبل باعث اعتراض مردم نمیشود.چرا وقتی فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که آقایان صوفی برای جلوگیری از درگیری با مردم قم بیایند سوار اتوبوس شوند و بروند گوش نکردند.آیا در اوضاعی که غرب دنبال بهانه علیه ایران است این کارها خوب است.اصلا این قضیه مشکوک است.چه کسی پشت سر این قضیه بود.اصلا درویش را به چاقوکشی و آجر پراکنی چکار.حالا چه نتیجه ای گرفتید جز شکستن حرمت حریم مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها.آقای مصطفی آزمایش که از چند روز قبل از خارج کشور در رسانه ها مردم را تحریک میکرد الان کجاست.چرا خودش نیامد.مواظب باشیم دشمن از ما سوء استفاده نکند.چرا یکی از بزرگان و اقطاب صوفیه در این معرکه نبودند.چه کسی جوابگوی جوانان و نیروهایی است که زخمی شدند.این مرام فقراست.
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 ساعت 14:45 | لینک ثابت |
چند سوال از اهل تصوف
۱-مدارک خرقه پوشیدن و خرقه دادن را بنویسید
۲-مسجد چیست و اگر خانه خدا و محل عبادت ات شما چرا به خانقاه میروید
۳-راه شناخت قطب حقیقی از میان این همه قطب صوفی و فرقه حقیقی را بنویسید
۴-پسوند شاه در مورد اقطاب از کجا آمده و دلیل آن چیست؟
۵ـ عشریه چیست و مدرک شرعی آن از کجاست؟
۶-مراتب ولایت چند مرتبه است؟
۷-مقام قطب چقدر است؟و مدرک مستند در مورد اطاعت از قطب چیست؟
۸-روایات اهل بیت در مورد صوفیه را چگونه میبینید؟
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 14:32 | لینک ثابت |
منطق
این رو جناب فرهاد نوشته اند.بخوانید من بعد جواب میدم.
|
فكر مي كنم كه شما تصور مي كنيد كه اين همه ادمهايي كه وارد در تصوف راستين ميشوند بدون كوچكترين مطالعه وسوادي فريب خورده اند و دچار خرافه ها واعتقادات غير مستند شده اند البته اين خيالات شماست ولي اگر واقعيت امر را بخواهيد اين بزرگواران قبل از اين كه كسي را بپذيرند چند ماهي او را به دنبال تحقيق و تفحص در مورد اين امر مي فرستند وامر مي كنند كه هم كتب مخالفين ومنكرين( كه به حمد الله به همت جمهوري اسلامي امروزه فراوان با نازلترين قيمتها در كتابفروشيها ريخته است ودر ان نيز بدترين توهينها و غير مستند ترين بهتانها را بر تصوف وارد ميكنند) و هم كتب موافقين تصوف و نوشته هاي خود عارفين صوفي را مطالعه كنند و نيز امر مي كنند براي تحقيق به مجالسشان بروند و شخصا مسائل راببينند و تحليل كنند جالب است كه مخالفين تصوف راستين هيچ وقت امر به تحقيق نمي كنند و فقط خودشان دلايلي را مطرح ميكنند و از خواندن كتب وحضور در مجالس صوفيان افراد را نهي ميكنند من خودم از يكي از اين اخوند نما ها شنيدم كه مي گفت اينها ادم را در مجالسشان جادو مي كنند ودر چايشان دعا و جادو است كه در دلم به حماقت وي خنديدم كه عجب عالمي هستي تو .... خلاصه دوست عزيز ما تا دلت بخواهد هم كتابهاي موافقين را خوانديم هم موافقين كلي هم تحقيق كرديم ولي هر چه جلو تر مي رفتيم مظلوميت وصداقت اهل تصوف واقعي برايمان بيشتر مشهود ميشد و ميشود وتزوير وجهل طرف مقابل هم بيشتر. بله دوست عزيز نه مادرمان صوفي بوده نه پدر مادرمان ونه پاي صحبت چند تا درويش عقايد تازهاي پيدا كرده ايم بلكه بقول علامه حسن زاده املي كه مكرارا در كتبشان فرموده اند دين پدر ومادري وشناسنامه اي را بايد دور انداخت وبا تحقيق دين ومذهب خود را پيدا نمود. حالا بگذريم كه خدا چقدر كمك كرد و چقدر او را خوانديم كه خدايا ما را هدايت كن و راه خود را به ما نشان بده وچقدر در اين راه در خواب وبيداري در دور ونزديك در سفر وحظر نشانه وايت به ما نشان دادند كه ادم خيلي بايد ابله و جاهل و معاند باشد كه چشمش را بر روي اين نشانه ها ببندد البته اين نشانه ها را به ما نشان دادند نه به شما چون دنبالش نبوديد از خدا نخواستيد به درش گريه وزاري نكردي اي بنده درگاه تا تو را از در درگاه وارد وبه سراي حرم يار برد در جواب ایشون باید بگم که ما هم معتقدیم که اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی.اما در مورد کتابهای موافق و مخالف باید بگویم انچیزی که مهم است منطق و استدلال گوینده است نه شخص آن.در مورد اصل صوفیه و تفکرات گروههای صوفی بنده مطالب زیادی دارم.امروز چند سوال طرح میکنم شما پاسخ منطقی بدهید |
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 14:26 | لینک ثابت |
برره ای
با عرض ادب.یه شخصی یا نام مستعار برره ای خفن مطلبی نوشته اند که هر چند بی ادبی هم کردند اما جواب ایشون چند کلمه بدم.بعد وارد بحث با آقا فرهاد عزیز بشم
اخه تو كه هنوز نودوني خرقه قطبيت با خرقه شيخيت فرق فوكوله چرا از خودت سوتي در وكني ؟
اخه در كدوم كتابي نوشته بيده كه در زمان امام معصوم شيخ معروف كرخي خرقه قطبيت از حضرت رضا در يافته بابا گيلاس ان خرقه شيخيت بوده نه خرقه قطبيت چون ائمه در ان زمان از طرف خلفا برره در محاصره بيدند مشايخي تربيت وكردند ودر ميان مردم وفرستادند تا طالبين را هدايت وكنند و از مردم براي امام بيعت وگيرند مانند شيخ بايزيد بسطامي از جانب حضرت صادق وابراهيم ادهم از طرف حضرت باقر كلي ديگر كه خودت ورو پيدا وكن وخون وتازه در تمام كتابها نوشته بيده است كه جنيد بغدادي اولين قطب در زمان غيبت بيده و ايشان خرقه شيخيت از سري سقطي و سري از معروف كرخي در يافته بيد و سري سقطي و جنيد بغدادي هم شيخ ونماينده حضرات امام تقي وامام نقي و حضرت عسكري وحضرت مهدي بيدند هم بااين حضرات بيعت كرده بيدند
وتازه حضرات ائمه خود جامع شريعت وطريقت بيدند در زمان غيبت بيده كه اشاعه احكام شرعي به نمايندگي علما رسيد كه بايد اجازه اجتهادشان به امام معصوم ورسيدو اشاعه طريقت ودرايت به عرفا كه اولينشان جنيد بغدادي بيده رسيده است
اي سيب زمني درگاه اي غوره تو نوفهمي؟
تو هيچ چيز نو فهمي ؟ مگر هر كه گفت ابوبكر يا عمر سني برره اي بيد حتما پيامبر هم كه به ابوبكر لقب صديق داده خودش سني بيده وحضرت علي هم كه كلي به خلفا برره كمك كرده بيده در امور خلافت خودش سني بيده يك حرفهاي صد من يك غازي از خودت در اين وبلاگ در وكردي كه ناشي گري وسطح پائين معلوماتت را به همه نشان ودادي بابا مجبوري نقد سوتي از خودت در وكني بشين نوچوفسكويت را بخور راستي خورزو خان گفت جمكران وبينمت؟؟؟؟؟؟
ایشون مدعی شده اند حضرات ائمه خرقه قطبیت را به برخی از این آقایان داده اند.سئوال من اینست که
این بحث خرقه و قطبیت از کجا آمده.ائمه هر کس را به عنوانی معرفی کرده اند در روایتی آمده است.یا حد اقل تاریخ آنزمان آنهم مورخین مطمئن با اسناد قوی این را آورده اند. مدرکی بیاورید که حد اقل ائمه اشاره ای به این موضوع کرده باشند.بحث خرقه ساخته شده در قرون اخیر است.ضمنا این بحثی که فرموده اید در مورد لقب صدیق کذب محض است.پیامبر هیچ گاه لقب صدیق به ابوبکر نداده اند.ضمنا امیر المومنین اگر کمکی به این افراد میکرده به معنای تایید ایشان نیست.اگر کمی به روایات در مورد ابوبکر و عمر نگاه کنید خواهید دید از نظر اهل بیت آنها چه موجوداتی بوده اند.خواهشمندم خوب مطالعه کنید بعد نظر بدید.به جای تهمت زدن به اهل بیت کمی در مورد این آقایان تحقیق کنید.نواب امام عصر مشخص هستند.ودر روایات آمده اند.در مورد جنید نیز قبلا بنده بحث کرده ام به آرشیو مراجعه کنید
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 14:13 | لینک ثابت |
فقط به خاطر تو
ابتدا نظر جناب فرهاد رو میذارم بعد پاسخ ایشون رو میدم
_بنده كم كم ديگه دارم به اين نتيجه ميرسم كه بحث با شما بي نتيجه است به دلايلي كه عرض ميشود اول ان كه شما مطالبي را در وبلاگ مطرح كرده ايد كه عموما شبهاتي بيش نيستند وهنگاميكه جواب شما به صورت منطقي و مستند داده ميشود بي انكه حتي در جوابها تدبر كنيد علاوه بر اينكه حرف خودتان را ميزنيديك سري مطالب بي ربط به موضوع فعلي بحث عنوان مي كنيد كه به نظر من خارج از قواعد بحث مي باشدونيز با كمال تاسف در مطالب شما اشكار است كه نتنها از سطح بالايي از مطالعه درمورد تصوف بر خوردار نيستيدبلكه در مورد تشيع نيز اطلاعاتتان محدود مي باشد كه توضيح خواهم داد ونيز به نظر ميرسد كه شما با مطالعه چند كتاب كه در انها تصوف را رد نموده اند اقدام به بااصطلاح نقد و روشنگري در اين وبلاگ نموده ايد كه من فكر مي كنم اين رسم تحقيق وتحليل نمي باشد وشما مي بايد به همان اندازه اي كه از كتب مخالفين مطالعه كرده ايد از كتب موافقين و خود متصوفه راستين نيز مطالعه مي كرديد كه البته اگر اينگونه بود نبايد ديگر شبهه باقي ميماند يادم هست چند سال پيش كه كتابخانه صالح متعلق به سلسله عليه نعمت الهيه گنابادي در محل حسينه امير سليماني واقع در خيابان بهشت .كوچه معراج در حال افتتاح بود قطب سلسله امر فرمودند كه كتابهاي مخالفين تصوف را هم در كتابخانه بياورند تا شرايط براي تحقيق منصفانه فراهم گردد
در جواب آقا فرهاد باید بگم که شما یکباره به قول خودتون ۱۰ کیلومتر کامنت میذارید و دوست دارید من همه وقتمو به پاسخ اونها بگذرونم.اما من اونهایی رو که مهمتره پاسخ میدم.همیشه طولانی بودن جواب دلیل خوب جواب دادن نیست.اما باشه از امروز در حد امکان جواب نظراتتون رو میدم.
در مورد مطالعه و کم اطلاعی بنده حضرتعالی زود قضاوت فرموده اید.البته در این دنیای سرشار از علم من به جهل خود معترفم.اما بنده هم کتب موافق و هم مخالف را مطالعه نموده و حدود ۱۳۰عنوان از آنها را دارم.در مورد شبهات شما هم جواب درست و حسابی نداده اید.مثلا در مورد خرقه روایتی دلیلی و یا مدرک مستدلی از کتب همین بزرگان شیعه که شما آنها را صوفی میدانید بیاورید.بنده قبول میکنم.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 8:12 | لینک ثابت |
آمدم سوی کاشانه
با عرض سلام.من چند روزی نبودم.کامنتهای زیادی گذاشته شده بود.ابتدا از آقا فرهاد تشکر میکنم که با ادب و متانت جواب داده اند.اشکال ایشون رو مبنی بر جواب ندادن به برخی از نظراتشون رو هم قبول دارم چون چند وقتی نبودم و سرم شلوغ بود.اما اونهایی که فحش دادند و مزخرف گفته اند رو نظراتشون رو پاک نمیکنم تا خواننده ها خودشون به ادب این سالکان طریق پی ببرند.البته در همه جا خوب و بد زیاده.انشائ الله نظرات آقا فرهاد رو پاسخ میدهم تا رنجش خاطر ایشان زدوده شود.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 7:59 | لینک ثابت |
غمنامه
محرم آمده تا پر بگیریم پر از مژگان چشم تر بگیریم
نظر کن روز عاشورا رسیده بیا تا شور از این محشر بگیریم
مبادا شمر حق را سر ببرد بیا تا از کفش خنجر بگیریم
بیا بالای تل زینبیه سراغ از زینب مضطر بگیریم
بیا قنداقه ان تشنه لب را ز دست خسته مادر بگیریم
********************************************
آمده در کربلا سپاه سردار غریب پاره شده سینه ها زناله امن یجیب
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 9:54 | لینک ثابت |
خدمت آقا فرهاد
این جواب رو از آقا فرهاد مینویسم جواب کوتاهی میدم
|
تكثر وتعدد سلاسل تصوف به صورت منطقي نمي تواند دليلي بر بطلان اين راه وطريق باشد زيرا نه تنها اسلام كه حقانيتش مورد قبول است مورد انشعابات بزرگ ومتعدد قرار گرفته است مكتب تشيع نيز با وجود راهنمايان سترگي چون ائمه اطهار نيز از افت انشعابات متعدد و باطل به دور نمانده است مانند شيعيان حنفي .كيساني.زيدي .اسماعيلي. و واقفيه و......... درسته تعدد شعبه ها در یم مکتب نشانه بطلان آن نیست.اما اونهایی رو که شما اسم اوردی بنام شیعه که شیعه نیستند.سنی حنفی داریم اما شیعه حنفی جدید بود.کیسانیه چه دلیلی بر تشیع دارند.ضمنا منظور از شیعه در روایات و مکتب تشیع اعتقاد به ۱۲ امام با شرایط خاص خود و قران و برخی از اصول دیگر که در کتب اربعه شیعه مستندات ان موجود است. اما در تصوف بزرگترین مساله همین سلاسل است که اکثر انها یا منقطع هستند یا افرادی که معرفی شده اند اهل تسنن بوده اند.تازه مساله ولایت نیز در تصوف جفا به اهل بیت است.ولی خدا شرایطی دارد و ولایت عامه نیز شرایطی. بحث زیاد است.امیدوارم در ایام محرم کمی بیشتر فکر کنید و در مورد ولایت اهل بیت بیشتر مطالعه نمایید. بعد از محرم خدمت شما هستم. | |
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 9:49 | لینک ثابت |
استراحت
چند روز نیستم.بعد از عاشورا خدمت شما میرسم.اما در جواب آقا فرهاد که فرموده بودند از ۲ کیلومتر نظر من یک خط اونو آوردم باید عرض کنم چند روزی سرم شلوغ بود بعد از عاشورا جواب نظراتتون رو میدم.یا علی مدد
اما فرموده بودندکه اسمم.سنم و جنسیتم.
۲۷ سالمه.اهل مشهد.مرد
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 9:37 | لینک ثابت |
محرم
با سلام.فرا رسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر تسلیت باد

نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 9:30 | لینک ثابت |
این هم جواب آقا فرهاد
با عرض سلام.آقا فرهاد گله کرده اند که چرا متن و جواب ایشون رو نیاورده ایم
گفتم این روزها وقتم کمه اما چشم
اینهم نظر ایشون
وبه اين دوست عزيز ومحب ال علي ميگويم كه بنده حقير هم مانند شما عشق ومحبت حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا را در دل دارم ونيز شوق لقاي مهدي موعود
اما معتقدم اين حرفهاي عاميانه در مورد حضرتش كه ميگوئيد يوسف گمگشته زهراست حرف شايسته اي نيست تصوف به من اموخته است كه مهدي موعود نه تنها گم نشده است بلكه هادي ومهدي تمام گمگشتگان عالم ظاهر وعوالم باطن است اوست كه يگانه حجت خدا بر خلق است اوست كه واسطه فيض بين ذات حضرت حق وخلايق است كدام ذهن بيداروغيور شيعي اورا گمگشته ميداند؟
برادر عزیز من منظور شما را از حرف عامیانه متوجه نشدم.اگر منظور یوسف گم شده زهرا است منظور این نیست امام گم شده باشد.بلکه بدلیل عدم رویت مردم ایشان را گم شده خطاب میکنند.
اینکه امام ظاهر است و عالم را هدایت میکند چون خلیفه خدا در زمین است شکی نیست.ما غائبیم و گمان میکنیم که ایشان غائب است اما این الفاظ عامیانه در فرهنگ محاوراتی مردم هست و نمیشود مردم را مجبور کرد این کلمات را نگویند.مردم هر کس را نبینند بنا بر عرف کلامی خود غائب میدانند .بحث بنده و شما در بکار بردن الفاظ نیست بلکه در معانی انها و اعتقادات است.سوال بنده از شما اینست که ولایت قمریه ایا مردم را از امام دور نکرده است.آیا قائل شدن به ولایتی که حتی ذکر را باید با آجازه آو انجام داد ظلم نیست.آیا در نظر گرفتن وجه مرشد در نماز جفا به امامت و اهل بیت نیست.
بنده در مورد ائمه بحثها و انتقادهایی به تصوف دارم که نمیشود همه را یکجا گفت.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه نهم بهمن 1384 ساعت 9:10 | لینک ثابت |
مرشد
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 14:21 | لینک ثابت |
جنید.خرقه.امامت
در بحث جناب جنید دوستی از سخنان ایشان که نشانه سنی بودن ایشان است مطلبی خواسته اند که مینویسم.
جنید میگوید:بزرگوارترین کلمه اندر توحید آنست که ابوبکر صدیق گفت:پاک آن خدایی را که به معرفت خویش راه نداد مگربه عجز ازمعرفت خویش(ترجمه رساله قشیریه ص۵۱۶وتعلیقات حدیقه ص۸۸)
معروف کرخی:صوفیان نقل میکنند معروف خرقه را از امام رضا علیه السلام گرفته است.این ادعا بسیار مشکل ساز است و آن اینکه با وجود امام جواد علیه السلام اگر بپذیریم ائمه اهل خرقه دادن بودند چطور خرقه به معروف رسید.در جواب این مشکل میگویند که خرقه امامت شریعت به امام جواد رسید و امامت طریقت و حقیقت به معروف رسید.این بسیار اهانت بزرگی است به امام جواد چرا که امام معدن علم الهی است.مگر امامت تقسیم بردار است.من نمیدانم چه لزومی است برای کسانیکه بسیارشان یا سنی یا مجهول الهویه بوده اند داستان بسازیم که بعد از نظر تاریخی مشکل آفرین شود.ضمنا معروف کرخی ۲ سال زودتر از امام رضا فوت کرده است که باید گفت امام خرقه را در زمان حیات خود و امامت به او داده که این بدتر از قبلی است.مباحث زیاد است.فقط خواهشمندم کمی فکر کنید.
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 12:52 | لینک ثابت |
عقل یا نقل
سلام.این روزها سرم خیلی شلوغه اما سعی میکنم بحث ها تعطیل نشه
این جواب رو آقا رضا نوشتند بخونید بعد من بگم
با سلام ... شما عرض كردي گفته پيامبر و ائمه ملاكه و با عقل بايد به اونها ايمان آورد ... خب اينم نطريه اما شما با دلايل عقلي ثابت كن كلامي رو كه امروز دست ماست واقعا مال ائمه (ع) ميباشد و تقلبي و ساخته ي دست حكام سودجو نبوده است ... همچنين لطف كنيد و با عقل ثابت كنيد كه محمد رسول خدا بوده ... بنده دلايل عقلي مي خواهم ... دليل نقلي گفته ي بشر است و بنا به كلام قرآن انسان در خسران است و بادي بيش نيست. ... يا سندي بيار به خط خداوند كه محمد ( ص ) رسول خداست.... اگر عقل قادر بود الان ثابت كنه كه حضرت محمد رسول خدا بوده بنده از همين امروز از درويشي توبه ميكنم و به عقل مومن ميشم ....اما عرفا در شناخت فرستاده ي خدا عقل را حقير ميدانند و مي گويند شناخت فرستاده خدا به دل ممكن خواهد بود و به نص صريح كه البته يافتن نص صريح امريست بسيار دشوار .... و ظاهرا تنها دل از پس اين مهم بر مي آيد ...يا علي
جواب شما بسیار روشنه.من گفتم امور اعتقادی تقلیدی نیست.اگر درست بخونید من نگفتم همه اینها باید با عقل تعیین بشه گفتم عقل برای همین آفریده شده است.این حدیث معروف رو شنیدید که کل ما حکم به العقل حکم به الشرع.اما برای مشخص شدن احکام کتاب.سنت .اجماع.عقل ملاک شده است.در مورد روایات نیز علم رجال و درایه مشخص میکنه کدوم حدیث درسته و کدوم جعلی.اما دل.چون وادی دل وادی احساس و وهمه اکثر اوقات به خطا میره.چه عشاقی که راه دل رو رفتند و خطا کردند.
اثبات اصل نیاز به نبی با عقل خیلی ساده است.آما وقتی با عقل قران اثبات میشه که اگر کسی اهل دقت باشه راحته.بعد دیگه باقی احکام سخت نیست.
اما در مورد خواجه نصیر و سید حیدر و ملا محسن فیض فردا انشاء اله اگر زنده بودم نقدهای اونها رو بر تصوف با منبعشون میارم.
بعد هم ما امر به تبلیغ شده ایم همه شیعه و باید علاوه بر خودمون تا میتونیم برای دیگران هم کمک باشیم.
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 12:19 | لینک ثابت |
دروازه حق
اول بدون هیچ حرفی نظر آقا نیما رو بذارم بعد جواب ایشون رو هم بنویسم:
|
سلام . آقا من اومده بودم که چیزی بنویسم ولی دیدم آقا رضا مطلبی رو نوشتن . من هم چیزی نمی نویسم جز این که : به جای خرده گیری و به اصطلاح انتقاد های مستند یه ذره در درون خودت تامل کن .آقای( بنده درگاه) اگه زیر پای خودت رو نگاه کنی می بینی که پاتو گذاشتی روی چارچوب دروازه حق و داری از ورود دیگران به سرزمین دلدار جلو گیری می کنی . پس اگه خودت وارد نمی شی , دیگران رو قربانی نکن. یا علی مدد در جواب دوستمون آقا نیما باید بگم که منظورتون رو از دروازه حق نفهمیدم.پاهای من هم اینقدر بزرگ نیست که رو دروازه حق جابگیره.دیگران هم اگه انقدر خامند که حق رو از باطل تشخیص ندند و بخواهند به قول شما با حرفهای من از سرزمین دلدار که نمیدونم از نظر شما در کجا قرار دارد منحرف شوند همین بهتر دنبال حق نروند.برادر من اعتقادات تقلیدی نیست و باید با فهم و دقت اونها رو پخته کرد.نه مرجع تقلید و نه قطب و نه هیچ کس جز ائمه اطهار نمیتونند در اصول اعتقادات دیگران را مجبور به تقلید کنند.خداوند عقل را برای همین آفریده است.ملاک و معیار راه حق و سرزمین دلدار قران و اهل بیت هستند و هر کس از دستورات ایندو تخطی کند به نا کجا آباد رفته است.اگر به نظر شما حرفها و نقد های بنده اشکال دارد مورد انرا مستند بیان کنید تا اگر دیدم نظر من اشتباه است آنرا اصلاح کنم. در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی | |
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 15:14 | لینک ثابت |
شرمنده ز تاخیر ببخشید نبودم
سلام.۲روز نبودم.اما امروز که مراجعه کردم کامنتهای زیادی دیدم.سعی میکنم کم کم جواب همه رو بدم.اما از دوستانی که نظر دادند تشکر میکنم و در جواب اونهایی که اهانت کردند میگم سلام .
اما ابتدا جواب نظر آقا رضا رو بدم.بعد یکی یکی کامنتها رو جواب میدم.
اول نظر ایشون:جواب كلامتون بايد گفت كه هر كسي از ظن خود با خدا همراه شد ... خوب نظر شما اينه كه فرموديد و قابل احترامه ... اما بايد قبول كرد كه حياط معنوي اسلام تنها با عملكرد صوفيه حقه تا الان زنده مونده . اين حرف من نيست . اعتراف بزرگترين علما و فقهاي اسلام وتشيعه . براي اسباط اين مدعا ميتونيد به كتاب تشويق السالكين تاليف مولانا محمد باقر مجلسي مراجعه كنيد . ايشون تو اين كتاب به ارادت بسياري از علماي بزرگ به صوفيه اشاره ميكنه . مثلا به ارادت علمايي مانند خواجه نصيرالدين طوسي( تو حوضه علميه به ايشون لقب استاد البشر دادن ) .... سيد رضي علي ابن طاووس .... سيد محمود آملي .... سيد حيدر آملي .... ابن جمهور لحساوي .... مولانا فيض كاشاني.... امير نورالله .... و از معاصرين امام خميني و علامه طباطبايي .... به هر حال بنده فكر نميكنم من و شما بيشتر از اين علما اسلام و بشناسيم . اين بزرگواران همه از صوفيه بودند و پيش بزرگان صوفيه زانوي ادب زمين ميزدند . در ضمن شايد بد نباشه بدونيد كه ابو يزيد بسطامي افتخار سقايي در بيت حضرت جعفر صادق رو داشتن و شيخ معروف كرخي دربان خاص حضرت رضا (ع) بودن ... بد نيست اول تحقيق كنيم بعد موضع گيري ... به گفته چند تا عالم در باري كه امام خميني هم از دست اونها مي ناليد نبايد استناد كرد ... بايد ديد بزرگترين علما چي گفتن و فكر نميكنم علماي امروز كه مخالف صوفيه قلم و حرف ميزنند از نظر علوم اسلامي به گرد پاي خواجه نصير طوسي يا فيض كاشاني و يا ديگر علماي نام برده شده در اين جوابيه برسن ... جواب طولاني شد ... معذورم و التماس دعا دارم ... در پناه حق
اما در جواب ایشون باید بگم اینها هیچ گاه از تصوف به معنای صوفی حمایت نکردند بلکه از عرفان شیعی یا برخی از عرفا حمایت کرده ونام برده اند.در مورد عرفا نیز متصوفه بسیاری از اونها رو صوفی میدونند که ما قبول نداریم.من عقائدتصوف رو به طور کامل نفی نمیکنم بلکه اشکالات اونو میگم.اگر حضرت امام از ابن عربی تعریف میکند این به معنای حمایت از صوفیه نیست.هر چند برخی از بزرگان صوفیه نیز برخی از عقائد صوفیه امروز رو رد میکنند.
در جواب این مطلب که فرمودید حیات معنوی اسلام...باید بگم حیات معنوی اسلام تا امروز بخاطر وجود مقدس بقیت الله الاعظم امام زمان علیه السلام است و وجود علمای راستینی که بدون هیچ نام و فرقه ای در تلاش برای حفظ اسلامند.نه علامه طباطبائی نه حضرت امام نه شهید مطهری و نه سید ابن طاووس هیچ کدام جز شیعه اسمی برای خودشون قائل نبودند.
ضمنا مطالبی که از قول آقایان نوشتید با حد اقل یک جمله و مدرک اون بذارید تا بعد بنده برای مردم بنویسم تا روشن بشند.در مورد بایزید و معروف بنده مطالب مستندی دارم که انشائ الله در کامنت بعدی میذارم.
ضمنا بنده بدون اطلاع از تصوف این کار رو شروع نکردم حتی دستخط های زیادی از آقای دکتر تابنده دارم که بعدا اسکن میکنم و به نقد اونا میپردازم.
امیدوارم خداوند کمکمون کنه همیشه در راه حق باشیم.
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 15:2 | لینک ثابت |
شعری از شاه نعمت الله ولی
شعری از شاه نعمت الله ولی می آورم بدون حب و بغض قضاوت کنید
ره سنی گزین که مذهب ماست
ور نه گم گشته ای و در خللی
رافضی کیست دشمن بوبکر
خارجی کیست دشمنان علی
هر که او چهار یار دارد دوست
امت پاک مذهب است وولی
دوستدار صحابه ام به تمام
یار سنی وخصم معتزلی
آدرس:دیوان شاه نعمت الله ولی ص۴۸۷
این از دیوان خود شاه نعمت الله ولی است بروید بخوانید.البته در چاپهای جدید برخی از رهبران متصوفه این اشعار رو حذف کردند اما هنوز این اشعار در اکثر چاپها است.
من میخوام بگم نباید فقط به صرف اینکه از یک نفر زیاد تعریف میشه روی اون حساس بشیم وچشمامونو به حقایق ببندیم.
ما محبین امیر المومنین و فاطمه زهراییم.ما هنوز دنبال تربت گم گشته بی بی هستیم .مگه چقدر تو دنیا شیعه هست که بخواهیم هزار تا مذهب و مرام و فرقه توش درست کنیم.ما دنبال یوسف گم گشته فاطمه ایم.
نکنه ما رو سر گرم کنند و به جای رفتن دنبال امام غائب دنبال غیر بریم.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه دوم بهمن 1384 ساعت 15:56 | لینک ثابت |
با دوستان مروت
سلام.این متن را بخوانید بعد من توضیح میدهم.
سلام دوست من
از این که کامنت من را پاک نکرده اید ممنون این نشان میدهد اهل بحث سازنده هستی من و دوستانم به وبلاگ شما خواهیم امد و در جواب مطالب شما مطلب خواهیم نوشت و اگر طبق این روال که مطالب ما را بی کم کاست در وبلاگت انعکاس دهید عالیست و قضاوت را به انصاف خوانندگان واگذار خواهیم کرد با این شرط که به اعتقاداتی که مورد قبول مان نیست توهین نکنیم اگر هستی بگو یا علی
برای شروع هم توضیح بده این ولایتی که شما میخواهی حافظ حریمش باشی اصلا چی هست؟
جواب بنده:من آماده بحث سازنده بدون توهین هستم.ما و شما همه شیعه هستیم با کمی اختلاف نظر.هدف هم رسیدن به خالق است.
در مورد ولایت که فرموده اید منظور ولایت ناب ائمه اطهار میباشد.ولایتی که مبنایش شناخت دستورات اهل بیت و عمل به آنهاست .ولایتی که در زیارت جامعه کبیره آمده است.و ولایت یوسف گم گشته زهرا امام عصر ارواحنا فداه.و دراین مسیر هر کس حرکتش با قران واهل بیت یکسان بود ما چاکرش هم هستیم.اما اگر کسی دراین بین مدعی بود و انالحق میگفت از دایره ما خارج است.هیچ گاه اهل بیت انالحق نگفتند.همه انالعبد گفتند.
من آماده بحث مستند هستم.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه دوم بهمن 1384 ساعت 13:34 | لینک ثابت |
سلامی نو
دوستی پیغامی گذاشته اند که به نظر بنده کمی اشکال داره.اول متن رو مینویسم بعد جواب میدهم:
در ضمن خودتون می گید که عرفان حقیقی با شریعت و فرمایشات ائمه اطهار (ٍس) مغایرتی نداره که باید در مورد سلسله ی جنید بغدادی و حسن بصری و... این موارد صادقه باید بگم شما برای اثبات حقانیت خودتون هیچ وقت نباید بدون توجه به عقاید دیگران (عقایدی که خیلی محترم و اثبات شده هستن ) مطالبی بر ضد اونها بیان کنین ......
جواب بنده:بنده به اعتقاد دیگران اهانت نکردم اما متاسفانه حب و بغض های ما باعث شده که برای افراد قداستهایی قائل شویم که بر خی از آنها حتی اشکال دارد.بله افراد محترمند اما اندیشه ها قابل نقدند
در مورد جنید بحث های زیادی هست اما یقینا حسن بصری اهل سنت است و از مخالفین مولی علی علیه السلام.
چند مورد از مباحث مربوط به حسن بصری:
۱-حسن بصری صراط مستقیم را صراط رسول خداوخلفاء راشدین بعد از او میباشد(تفسیر حسن بصری ص۶۷)
۲-محمد ابن زبیر نقل میکند وقتی به دستور عمر بن عبدالعزیز نزد حسن بصری رفتم و در مورد خلافت ابوبکر بعد از پیامبر شک ایجاد کردم مثل اسپندی بر آتش ناراحت شدوگفت:
مگر در باره خلافت ابوبکر شک داری به خدای یکتا رسول خدا اورا جانشین خود قرار داد.ابوبکر از همه کس بهتر خدا را میشناخت.(روضات الجنان فی احوال العلماء و السادات ص۲۵۱
در مورد حسن بصری آنقدر سنی بودن او واضح است و در آثارش آمده که نیاز ی به بحث نیست کتاب بسیار مستندی نوشته شده که نامش حسن بصری چهره جنجالی تصوف میباشدچاپ احمدی
جنید شاگرد و معتقد و ناشر تفکرا ت سفیان ثوری است که در مدت عمر خود از رفتن مردم به سراغ اهل بیت جلوگیری مینموده است.با ائمه اهل بیت مخالف بوده.(تنقیح المقال-۳۶-۳۸واصول کافی۲۹۳-تذکره الاولیاء۱۷۵
انشائ الله بعدا مفصلا آرائ ایشان را مینویسم
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه دوم بهمن 1384 ساعت 10:57 | لینک ثابت |
شمع راه
عرفان یعنی شناخت انهم از نوع حقیقی.عارف کسی است که میخواهد به کنه حقیقت برسد و کعبه مقصود را دریابد.اما چه بسیار کسانیکه در این راه خود ادعای کعبه شدن کردند و از کعبه مردم را راندند.چه نفسهایی که ولایت را از خاندان علی و بنام انها به کنج خانه های خود نبردند و به جای نشان دادن راه بیراهه نشان دادند.به جای توجه به جمال حق جمال خود را برای سالک ترسیم کردندو به جای بنده درگاه شدن درگاه ساختند.
خدایا در این ظلمت و تاریکی همانطور که امام و خلیفه برحقت صادق آل محمد علیه السلام فرمد که وقتی فتنه ها بسیار شد چونان شب تاریک پس بر شما باد بر قران.
میدانم بسیارند کسانیکه گمان میکنند حق را یافتند اما تورا گم کردند.بدنبال خانه تو میگشتند اما سر از خانه غیر در آوردند.خدایا هر کس بار معرفتش بیشتر شد سر عجز و نیستیش بیشتر پایین آمد.خدایا نکند به دنبال عرفان سر از نا کجا آباد حیرت در بیاورم.کریمادنبال روشنائی نکند دین را شمع راه کنم که چه خسران و زیانی بیشتر از این که
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه یکم بهمن 1384 ساعت 15:4 | لینک ثابت |
جوابی ساده
با سلام.در جواب نقد اینجانب به تصوف دوست عزیزی متنی را به عنوان اشکال به بنده نوشته اند.از آنجائیکه شیوه بنده در نقد نقل کامل نظر شخص منتقد است ابتدا نظر ایشان را آورده و سپس جواب خود را خواهم نوشت
اما نظر ایشان:سلام دوست عزیز و واصل به اسرار ولایت؟؟؟؟
شما بهتر است کمی مطالعه کنی تا بدانی که جناب سید حیدر املی که از بزرگان علماست واجازه تمام مجتهدین شیعه از جمله علامه مجلسی اول به ایشان میرسد در یکی از کتب خود می فرماید شیعه ای که صوفی نیست شیعه نیست و صوفی که شیعه نباشد صوفی نیست این را چه میگی؟؟؟
مرد باش این کامنت را پاک نکن تا بعد بازم بیام جواب نوشتهاتو مستند بدهم
جواب بنده:
اولا بنده هیچ گاه خود را واصل به اسرار ولایت معرفی ننموده ام.بنده نه ولایت قمریه برای خودم قائلم نه خاتمیت ولایت را.بنده اگر خداوند قبول کند همواره سعی میکنم جزو سربازان کوچک حریم ولایت باشم
اما در مورد نظر جناب سید حیدر آملی هر چند منبع آنرا ذکر نفرموده اید اما ما ضمن احترام به علما و بزرگان نظرات آنها را با اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تطبیق میدهیم اگر درست بود فبها و گرنه با احترام از قبول آن نظر امتناع میکنیم
پیامبر گرامی اسلام میفرمایند:لا تقوم الساعه علی امتی حتی یقوم قوم من امتی اسمهم الصوفیه لیسوا منی وانهم یحلقون للذکر و یرفعون اصواتهم یظنون انهم علی طریقتی بل هم اظل من الکفار وهم اهل النار لهم شهیق الحمار(سفینه البحارج۲ص۵۸والاثنی عشریه ص۳۴وشرح نهج البلاغه خوئی ص۲۹۸ج۶)
ترجمه:روز قیامت بر امتم بر پا نشود تا آنکه قومی از امت من به نام صوفیه برخیزند.آنها از من نیستند و بهره ای از دین ندارند.آنها برای ذکر دور هم حلقه میزنندو صداهای خود را بلند میکنندو........
امام رضا علیه السلم میفرمایند:من ذکر عنده الصوفیه ولم ینکر هم بلسانه وقلبه فلیس مناومن انکرهم فکانما جاهد الکفار بین یدی رسول الله(حدیق الشیعهص۵۶۳-سفینه البحارص۵۷و....
یعنی هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید گویا اینکه در راه رسول خدا با کفار جهاد کرده است.
از این جمله روایات از سایر ائمه بسیار است حتی علامه مجلسی که نامش را آورده اید در بهار احادیث زیادی از اهل بیت در این زمینه دارد.
اگر شما طالب عرفان حقیقی هستید بدانید با تصوف کلی فرق دارد.بنده تعارضات تصوف و تشیع را کم کم برای شما اگر واقعا قصد روشن شدم مطلب و بحث در این زمینه را دارید مینویسم.منتظر نظر شما هستم.یا علی
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه یکم بهمن 1384 ساعت 11:59 | لینک ثابت |

