خرقه پشمینه
منوی وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب

نگاهی به فرقه خاکسار
خاکساریه صوفیانی هستند که با شکل وشمایل درویشی درکوچه وبازار وخیابان کشکول به دست وتبرزین به دوش وکلاه نمدی که تاجش می خوانند به امر ریس فرقه درخیابان پرسه می زدند.
البته امروزه مثل سایر فرقه ها نو شدند وکمتر با این شکل وشمایل می چرخند.
.فرقه خاکسار به چهار شاخه تقسیم شده است.خاکسار جلالی غلامعلیشاهی.معصومعلیشاهی.نورائی وعجم
دوده معصومعلیشاهی در زمان آغا محمد خان قاجار از سلسله خاکسار جلالی منشعب شد
مراتب وآداب طی طریق در این سلسه به 6 قسمت تقسیم می شود:1-لسان.2-پیاله3-کسوت4-گلسپردن5-جوز دادن6-لنگ ارشاد وعشق الله است
یکی از اذکار جلی در این فرقه که در جلسات تکرار می نمایند اینست:
در مذهب عارفان آگاه الله علی است وعلی است الله
از چهره های مطرح این فرقه در قرن اخیر می توان از حاج مطهر،میر طاهر واحسان علیشاه نام برد
احسان علیشاه در سالهای گذشته به جرم روابط نامشروع وفساد اخلاقی وسوء استفاده جنسی از مریدان اعدام شد




نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 17:57 | لینک ثابت |
تغییر حقایق با جوابهایی زیرکانه؟
در شگردی جدید وبلاگ بایاران اقدام به درج خبری مبنی بر ارسال نامه یا نامه هایی بر در خانه دراویش نموده است که در آنها مطالبی در نقد صوفیه آورده شده است.البته طبق معمول گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدن گردن دیگری،باز پای صابر قدسی وسط کشیده شده است.صابری که تا دیروز به قول آقایان نیروی اطلاعات بود ویا به قول مصطفی آزمایش عضو گروه صابرین سپاه قدس ویا مسئول دفتر آیت الله صافی بود امروز شغل جدیدی پیدا کرده ونوشته اند که :با درج مطالب آن در وبلاگ سراسر کذب و افترای خرقه که کاری در سازمان تبلیغات به جز وبلاگ نویسی علیه دراویش ندارد متوجه شدم که این یک حرکت از پیش سازمان دهی شده است
یاد کارتون زبل خان افتادم که می گفت زبل خان اینجا.زبل خان اونجا وزبل خان همه جا ...![]()
بعد اقدام به نقد مطالبی که معلوم نیست چه هستند نموده وتوجیهاتی بسیار عجیب آورده که معلوم است حتی سری به آثار بزرگان خود نزده وفقط قصد توجیه دارد
در مورد عشریه نوشته است:عزیز من عشریه یک موضوع و حکم نیست مانند یک نظریه است و گفته اند یک روش برای تسهیل در اخراج حقوق خدایی است و صریحا عنوان شده که هر کس بتواند حساب و کتاب نموده و خودش خمس مالش را به مصرف درست ان برساند اولی است و این عمل پسندیده تر است از این که عشر از درآ مد را حساب کند و در اصل برای آسانی حساب است
حال برای اینکه ببینیم واقعا چقدر راست گویی در توجیه این فرقه اهمیت دارد با هم نگاهی به نظر ملاسلطان گنابادی می اندازیم :
ملا سلطان گنابادی در کتاب نابغه علم و عرفان چاپ تابان ۱۳۳۳صفحه ۲۰۴ میگوید:یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی زکوه زکوی و از خمس خواهد بود![]()
قضاوت به عهده شما خواننده گرامی:وقتی میگوید مغنی از زکات وخمس خواهد بود آیا حکم نیست.چرا برای توجیه انحرافات خود سعی دارید به هر حربه ای متوسل شوید.
آیا این کارها عرفان است.برای رساندن خلائق به خدا استفاده از اعمال شیطانی
چه زشت است
در مورد سبیل بلند وموارد دیگر نیز مسائلی نوشته که درست در شریعت عکس آن آمده وروایات وفتاوای مراجع قدیم وجدید بر آن دلالت دارد اما نوشته است که گذاشتن شارب بلند نه تنها ححرمت وکراهت ندارد بلکه استحباب دارد![]()
در فرصتی که خدا بخواهد نقدی جامع بر نوشته این صوفی عالم؟ خواهم زد تا ببینیم چه کسانی حقایق را وارونه می کنند
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 21:50 | لینک ثابت |
چرا تصوف جریانی اسلامی نیست
در اینکه تصوف یک جریان اسلامی نیست بحثهای زیادی شده است اما دلایل ذیل را برایتان می آورم
۱-اولین دلیل مخالفت صریح وبی پرده اهل بیت عصمت وطهارت است.روایات بسیار زیادی در رد این جریان آمده است.از اولین صوفی بنام ابوهاشم کوفی که امام صادق علیه السلام اورا فاسد العقیده ومخترع بدعت تصوف نامیدند تا سایر صوفیان که امام هادی علیه السلام فرمودند :همه آنها مخالفین ما هستند
البته برخی دوستان ممکن است بگوین اینها زبانا اهل بیت را قبول دارند.اما باید بدانیم که اعتقاد به اهل بیت در عمل است نه در زبان.چرا که شما در عین اینکه اظهار ارادت کنی بعد مخالفینی چون حسن بصری ویافعی و..را دوست داشته باشی.
۲-دومین دلیل انحرافات اعتقادی ومخالفت صریح وبی پرده با برخی از دستورات قران است.بدعتهایی همچون عشریه در مقابل خمس .تمثل صورت مرشد در عبادات.تشرف وساختن غسلهای جعلی مثل غسل اسلام.عدم رعایت حجاتب اسلامیدر برخی فرقه های صوفیه.سجده به قطب وبزرگان تصوف.گذاشتن سبیلهای آنچنانی.خوردن مهتابی وکارهای احمقانه در برخی فرقه ها وصدها انحراف دیگر....
۳-مخالفت صریح وبی پرده علمای شیعه از صدر اسلام تا کنون که هزاران نفر را شامل می شود.علمای زاهد وعارفی که همگی از این جریان تبری جسته اند.هر چند صوفیان سعی کرده اند با اتهام به علما ویا استفاده از برخی اصطلاحات عرفانی آنها نشان دهند که علمای شیعه موافق آنها هستند.
وقتی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه که هم عصر ما بوده اند واینهمه نقدجدی بر تصوف دارند وسران تصوف را دزد اصطلاحات میدانند را صوفی معرفی میکنند حال بقیه معلوم است
۴-عدم تمسک به فروع دین بویژه اصل تولی وتبری که بسیار در انحراف تصوف نقش داشته است.از دوستی شیطان گرفته تا سید الموحدین خواندن او....
و........
شرح عکسها
۱-پابوسی قطب فرقه گنابادی

۲-مهتابی خوری توسط صوفیان قادریه

۳-سجده به مجاز فرقه گنابادی


۴و۵-دستبوسی زنان توسط یکی از بزرگان گنابادی

و...انحرافات دیگر که انشاء الله عکسهای جدید وزیادی در پست بعدی خواهم گذاشت
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 ساعت 20:49 | لینک ثابت |
حکم آقای تابنده
در فرقه های صوفیه معمولا رسم است که هر قطبی برای قطب بعدی اجازه نامه وبعد ها حکم قطبیت صادر میکند که اسمش را حکم خلافت یا ..می گذارند
حتی در قدیم نیز صوفیان این کار را میکردند واز فرقه های قدیم بسیاری اجازه نامه ودستخط بجا مانده است
با توجه به پیشرفت ابزار ودستگاههای تایپ وچاپ امروزه قطعا باید این احکام حفظ شود مگر اینکه کسی بدون حکم بر مسند قطبیت بنشیند
از جمله مسائل مهم در مورد آقای نور علی تابنده قطب فرقه گنابادیه نداشتن حکم قطبیت است.چرا که قبلا گفتیم ایشان یک شخصیت سیاسی وجزو ملی مذهبی ها بود ورابطه خوبی با تصوف وخاندان خود نداشت
اما یکباره با مرگ مشکوک محبوبعلیشاه ایشان که حتی مجاز نماز هم نبودند قطب شدندحال درخواست ما اینست که اگر آقایان راست میگویند اجازه قطبیت ایشان را اسکن نموده ومنتشر کنند.
ضمنا نمونه دستخط آقای محبوبعلی موجود است وبعد از انتشار حکم میشود آنرا کارشناسی کرد
هر چند اصل حکم در تصوف را نیز قبول نداریم ولی برای اینکه خود تابعین فرقه متوجه شوند این مساله را درخواست مینماییم
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 ساعت 0:50 | لینک ثابت |
نورعلی تابنده:آقای نوربخش دست از قطبیت بردار.....
آقای نورعلی تابنده قطب فرقه گنابادی در بازدید ازکتابخانه فرقه درکرج پس از نگاهی به کتاب فرهنگ نوربخش می گوید:ایشان برای مسولیت انتشارات خوب است.اگر دست از قطبیت بردارد ما از او حمایت میکنیم
خوب.آقای تابنده.آقای نوربخش هم معتقد است شما باید دست از قطبیت بردارید.
باهم فیلم این پشنهاد رو ببینیم
اینجا کلیک کنید فیلم
چگونگی دانلود:بعد از کلیک روی این فیلم صفحه ای باز می شود ودر قسمت پایین سمت راست نوشته شده:Download file click here که روی آن کلیک کنید تا باز شود
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 ساعت 9:25 | لینک ثابت |
عرفان صوفیانه؟؟؟از نوع اویسی
از فتنه های روزگار نامرد اینست که دین خدا ملعبه بازیگران عرصه جاه ومقام وشهوت شده است
یکی از فرقه های مدعی فرقه اویسی شاه مقصودی است که سعی داره عرفان؟؟؟رو به جامعه عرضه کنه
بدون هیچ توضیحی عکسی از برنامه های عرفانی اونا در خارج کشورمی ذارم تا ببینید تصوف اسلامی؟؟؟یعنی چی
وچطور نوامیس مردم ملعبه بزمهای خانقاهی میشه

نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 22:40 | لینک ثابت |
از کرامات شیخ ما اینست؟
بالاخره برخی از صوفیان گنابادی درراستای مقابله با صابر قدسی دست به اقدامات بسیار جالبی زده اند.از مقالاتی که در سایت دکتر آزمایش در اروپا علیه بنده نوشته شده بگذریم بازهم پراکنده گویی این آقایان هنوز حل نشده است
اما در اقدامی بسیار دندان شکن؟؟؟.وبلاگ http://www.soofee.blogfa.com/ اقدام به پاسخ گویی به نقدهای مستند بنده نموده است که به برخی از آنها اشاره می شود
نامبرده در توجیه پابوسی قطب آنهم از روی کفش که عکس وفیلم آنرا قبلا گذاشتم می گوید:
3. در موردفیلمی که میگویند پا بوسی را نشان میدهد باید در نظر داشت پا بوسی و سجده بر خلیفه خدا از طرف خداوند دستور داده شده و منظور صوفیه پرستش جسم ولی زمان نیست ، همچنان که پیامبر اسلام (ص) نیز که پیامبری بود که خداوند در وصف او فرموده بود : لولاک لا خلقت الافلاک ، میفرمود: که من هم بشری هستم مانند شما فقط جز اینکه به من وحی میشود .
همچنین منظور از بوسیدن حرم ائمه توجه به طلا و نقره آن نیست بلکه منظور احترام به روح آن بزرگوارانی است که در آنجا مدفون میباشند .
در ضمن اینکه بوسیدن اعضایی که در هنگام سجده بر زمین می گذارند از آن جهت که موضع ای است که با آن عبادت خداوند انجام می شود از نظر شرعی هیچ مشکلی ندارد .
اولا سوال بنده اینست منظور از خلیفه خدا چیست؟
دوما دلیل شرعی ودستوری که می فرمایید در مورد خلیفه خدا را بیاورید


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 ساعت 1:2 | لینک ثابت |
دو صد گفته چون نيم کردار نيست
خداوند پیامبران اولوالعزم را در شرایع آنان مجازومامور به تبلیغ وتحدی فرموده است ولی در جنبه ولایت و طریقت تبلیغ وجود ندارد و غالبا دشمنی ها و کار شکنی ها وتهمت ها و افتراهای دشمنان نقش مبلغ را انجام میدهد.جاهلان واهل فسق با باور کردن این گفته ها چنین محیطی را مناسب برای خود تشخیص داده و می آیند و ناخواسته تحت تاثیر محیط صلح و صفا وتربیت اصیل اسلامی قرار میگیرند.اهل صلاح نیز به قصد تحقیق می آیند و در مسیر سلوک به سوی کمال قرار میگیرنداز این جهت مسئله عده(تعداد) در فقر مورد نظر نیست و بزرگان سلسله همت بر تربیت فقرا بیش از افزودن بر عده آنها دارند
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه هفدهم آذر 1385 ساعت 17:34 | لینک ثابت |
×الا مسافر صحرا خدا کند که بیایی×
این جمعه های بی کسی ام بی تو سر شده
حالا که بغضهای دلم دردسر شده
می خوانم از تمامی درهای آسمان
با این دل شکسته و بی بال و پر شده
در کوچه های غمزده ی انتظار تو
آقا ! غروب یخ زده بی تو سحر شده
تو قول داده ای که بیایی عزیز من
این چشمهای عاشق من بی تو تر شده
این جمعه هم نیامده بودی سر قرار
در چشمهای منتظر و در به در شده
در جاده های آمدنت عشق می تپد
با یک جنون تب زده شعله ور شده
حالا تمام قافیه ها بغض می کنند
درد مرا که با دل تو همسفر شده
****
آدینه های منتظرو شمع ،بوی عود
این جمعه هم نیامده ای و سحر شده

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 ساعت 21:28 | لینک ثابت |
وعده اي در مورد جواد نوربخش
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 ساعت 18:52 | لینک ثابت |
اعتراف به انحراف
گاهی وقتها برخی افراد در عین اینکه خود عامل انحراف هستند اما به انحراف تفکر وجریان خود نیز اعتراف می کنند
جواد نوربخش قطب خارج نشین فرقه نعمت اللهی نوربخشیه می گوید:
از اواخر قرن 9 همین جنبه نظری تصوف هم فراموش شد.مرشدان طریقت چون مایه نداشتند ونمی توانستند شاگردانی تربیت کنند امر ارشاد را ارثی کردند ودر خانواده خود به ارث گذاشتند.به نحوی که در روزگار ما برای بسیاری از مشایخ صوفیه موضوع تصوف دکانی برای کسب اعتبار وثروت شده است ودر این دکان ها همه گونه متاعی را می توان یافت جز کالای تصوف.
باید بگوییم:تصوف اول حال بود.بعد قال شد.اکنون نه حال است ونه قال
کتاب زنان صوفی صفحه 20
البته باید بگوییم که این آقای قطب که خود به این نتیجه رسیده چرا باز دکان قطبیت خود را هنوز باز گذاشته وبه منحرف کردن خلق خدا می پردازد.
هرچند تصوف از آغاز نیز جز خودنمایی وطرح داستانها وکرامات دروغین چیزی نبود.
اگر تصوف حال الهی بود نباید دوستی شیطان وترک شریعت را تبلیغ کند.
هر چند این اعتراف برای آنانکه بخواهند تصوف را بشناسند کفایت می کند.
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت 20:45 | لینک ثابت |
نه شیعه نه سنی فقط صوفی؟
جواد نوربخش قطب فرقه نعمت اللهی نوربخشیه در کتاب زنان صوفی در مورد مذهب سران تصوف نکته ای بسیار جالب دارد.
وی مسلمانان بعد از پیامبر را به چند دسته تقسیم میکند ودر مورد شیعه وسنی وذهب سران صوفیه میگوید:
گروه سوم گفتند ما روش پیامبر را می پذیریم . او اصحابش را دوست داشت ما هم دوست داریم .او فرزندانش را عزیز می داشت ،ما هم گرامی می شماریم. این گروه در آغاز تعدادی از اصحاب بودند ،
سپس جمعی از تابعین . و به تدریج آنها را مشایخ صوفیه و اولیای خدا خواندند . اینان تر جیح دادند که پیرو پیامبر باقی بمانند و از اینکه سنی یا شیعه باشند احتراز کردند .
آری آنان به جای فرد پرستی ،به خدا پرستی پرداختند. بلکه در قمار عشق حق، ما سوای او را باختند.
نمونه بارز برای نشان دادن عقیده گروه سوم این شعر عطار است که می فرماید:
تو علی دانی و بو بکر ای پسر وز خدای عقل و جانی بی خبر
تو رهاکن سربه سراین واقعه مرد حق شو روزوشب چون رابعه
یا شاه نعمت الله ولی در جواب یکی که از مذهبش می پرسد،می فرماید:
پرسند ز من چه کیش داری ای بی خبران چه کیش دارم
از شافعی وابو حنیفه آیینه خویش پیش دارم
ایشان همه بر طریق جدند من مذهب جد خویش دارم
به این ترتیب عده ای صوفیه را شیعه خواندند،چون دوستدار علی(ع)و اولاد او بودندو گروهی آنان را سنی دانستند، زیرا که خلفا را احترام می کردند. اما در حقیقت اینان پیروان واقعی رسول خدا (ص)بودند.
شاید یکی از دلایل که مشایخ و بزرگان طریقت، طی اعصار و قرون متمادی ،به فتوای برخی از فقهای سنی
و و شیعه به قتل رسیده اند بنا بر همین اعتقاد بوده است.
کتاب زنان صوفی ص ۱۴.جواد نوربخش
ببینید.برای توجیه مذهب سران صوفیه چه سخنانی میگوید.البته در اینکه صوفیان مذهب خاصی نداشته وسران صوفیه ولایت شیعی را آنگونه که هست نپذیرفتند شکی نیست
در دید آنها درآن واحد هم ابوبکر حق است وهم علی علیه السلام.
اما آنها کاری به شیعه وسنی ندارند.از دید آنها اصل خداست.به قول عطار تو این واقعه را رها کن
اما سخن ما با ایشان اینست که اگر کسی دوستی این خاندان را قبول کرد باید نسبت به دشمنان آنها بویژه غاصبین ولایت اهل بیت حتما تبری ودشمنی داشته باشد
اصلا اسلام بر پنج پایه بنا شده واگر کسی ولایتش قبول نشود هیچ عملی از او قبول نخواهد شد
رسول گرامی اسلام می فرماید:
فـو الذى بعثنى بالحق نبيا لو جاء احدكـم يوم القيامه باعمال كامثال الجبال ولـم يجـى ء بـولايه علـى بـن ابيطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النار .
سـوگنـد به خـدايـى كه مرا به حق بـرانگيخته اگر يكـى از شما در روز قيامت بااعمالى هماننـد كـوهها بيايد.
اما فاقـد ولايت وقبـول حاكميت علـى بـن ابيطالب بـاشـد, خـداونـد او را به رو در آتـش افكند.
حال قضاوت در مورد این سخنان را به شما وا می گذارم
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 21:31 | لینک ثابت |
عید آمد وعید آمد
با نام رضا به سینه ها گل بزنید با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرموده که هرزمان گرفتار شدی بردامن او دست توسل بزنید

امام رضا علیه السلام می فرماید:من ذکر عنده الصوفیه ولم ینکرهم بلسانه وقلبه فلیس منا...
هرکس نزد او از صوفیه سخنی به میان بیاید وبا زبان ودل آنها را انکار نکند از ما نیست
حدیقه الشیعه.سفینه البحار.اثنی عشریه
امیدوارم همه دوستان صوفی بدون تعصب به این روایت از امام توجه فرمایند.شاید در این شب نورانی این راه انحرافی را ترک نمایند
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 20:48 | لینک ثابت |
هدیه جمعه
چند تا طرح واسه امروز طراحی کردم هدیه به دوستان عزیز.
هر چند ما طراح نیستیم ولی خوب.به قدر توانمون تلاش کردیم



نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 11:34 | لینک ثابت |
چرا اینهمه تلاش
برخی از دوستان می گویند چرا با این صوفیان اینهمه کلنجار می روی.اینها قبول نمی کنند ومتعصبند
اما باید عرض کنم که بنده احساس تکلیف میکنم.نتیجه با خداوند است.قطعا تاثیر خود را دارد کما اینکه تا کنون نیز داشته است.
خداوند می فرماید اسوه والگوی شما رسول اکرم است.ببینید حضرت چقدر زحمت می کشد که خداوند می فرماید:
فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا
شايد تو مي خواهى اگر [ اين معاندان لجوج ] به اين سخن [ كه قرآن كريم است ] ايمان نياورند ، خود را از شدت اندوه هلاك كنى ! !(سوره کهف آیه ۶)
حال رسول خدا که اینگونه تلاش میکند ما نیز باید به قدر وسعمان انجام وظیفه کنیم
به قول یکی از دوستان اگر کار بنده تاثیر نداشت چرا اینهمه به من حمله می شود وچرا شخص آقای تابنده قطب گنابادیه آمده ومصاحبه کرده وسعی کرده پاسخ به شبهات مطرح شده بدهد
البته واقعا جوانان خوبی نیز در بین این فرقه ها هستند که فقط دنبال حقیقت بوده واکنون یا برگشته اند ویا متزلزل شده اند
امیدوارم خداوند به همه ما بصیرت همراه با تفکر عطا بفرماید
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 11:38 | لینک ثابت |
رساله رجوم ومخفی کاری گنابادیها
یکی از آثار اقطاب فرقه گنابادی رساله رجوم الشیاطین نورعلیشاه پسر ملاسلطان گنابادی است
این رساله آنقدر عجیب است که سران فرقه سالیان درازی است که آنرا تجدید چاپ ننموده اند
از جمله مطالب بسیار خواندنی آن نحوه تولد ملاسلطان از زبان مادرش است که در این کتاب آمده است
بعد از ۶ ماه پیگیری یک نسخه از آن نصیب بنده شده است.
بعد از خواندن متن مورد نظر با هم صفحه کتاب را نیز می بینیم
وی در مورد تولد ملاسلطان می نویسد:
از والده آن جناب نقل کرده اند که گفت :قبل از انعقاد نطفه آن طفل شبی از شب ها با شوهر خود نشسته بودم ودر بیداری مثل خواب عالمی روی نموده صدایی از بالای بام شنیدم که گویا بین زمین وآسمان بود که گفت بگیرید دیدم آبی فرود داده شد گرفتیم وخوردیم چنان برودتش در دلم اثر کرد که راحت شدم از همان آب که هر دو خوردیم انعقاد نطفه آن مولود شد. وشب انعقاد به سبب همان آب چنان حالاتی برمن نمایان شد که به گفت نیاید وبعد می گوید:
در همان شب خواب دیدم که ماه از آسمان نزول کرد و در گریبانم فرو شد به شوهر خبر دادم فرمود که مخفی دار که بشارت به موعود سعیدی است بعد در جایی دیگر می گوید:
بسیار شب ها شده بعد از ماه سه از حمل او بر می خیزم وسوره های بلند قرائت می کنم از درون شکم صدای موافقت در قرآن خواندن می شنوم وهر وقت دیر بر می خیزم به نماز یا اگر تا اذان صبح خوابیده باشم از درون پایی بر من می زند و مرا حرکت می دهد.
ببینید واقعا چه حرف هایی می نویسند در حالی که همه می دانند که بچه در چهار ماهگی روح در او دمیده می شود !!!قضاوت را به خودتان وا می گذارم ...


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه ششم آذر 1385 ساعت 16:13 | لینک ثابت |
نيرنگي جديد
این افراد معلوم الحال برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان از توهین به هیچ شخصیتی کوتاهی نمی کنند و از مولانا جلال الدین بلخی ، عارف بزرگ که جهان به او افتخار می کند تا شیخ عطار و عرفای دیگر ایرانی را مورد توهین قرار میدهند. اگر با آنان برخورد نشود تبعات زیانبار این اعمال گریبانگیر جامعه شده و باعث اختشاشاتی خواهد شد که به زیان همه مردم است .
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه چهارم آذر 1385 ساعت 21:30 | لینک ثابت |
تلقي احاديث از تصوف چيست؟
الف) احاديثي كه در مذمت تصوف وارد شده، اكثر آنها از نظر سند صحيح و از حيث دلالت آشكار ميباشند. نمونهاي از آنها را ذكر ميكنيم:
1 . در حديقة الشيعه از امام رضا ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه فرمود: كسي كه در نزد وي از صوفيان سخن به ميان آيد و اين شخص آنها را با زبان و قلب انكار نكند از شيعيان ما نيست. اما اگر آنها را انكار كند ـ روش و مسلك آنها را باطل بداند ـ مانند كسي است كه در كنار پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ با كفّار به جهاد پرداخته است.[1]
2 . امام هادي ـ عليه السّلام ـ در مسجد النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ نشسته بود كه گروهي از صوفيه وارد شدند امام ـ عليه السّلام ـ به اطرافيان خود فرمود به آنها توجه نكنيد... آنگاه اضافه كرده و فرمودند: همة صوفيان از مخالفين ما هستند و راه و مسلك آنها مغاير با راه و مسلك ما ميباشد و اينها نصارا و مجوس اين امت هستند.[2]
3 . يكي از شيعيان به امام صادق ـ عليه السّلام ـ عرض كرد در زمان ما قومي به وجود آمده كه آنها را صوفيه مينامند، در رابطه با آنها چه ميفرمائيد؟ امام ـ عليه السّلام ـ در جواب فرمودند:آنها دشمنان ما هستند و كسي هم كه رغبتي به آنها داشته باشد از آنهاست و با آنها محشور خواهد شد.[3]
4 . از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در رابطه با ابيهاشم صوفي كوفي سؤال شد، امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: او جدّاً
عقيدة فاسدي دارد، او كسي است كه مذهب و مسلك تصوف را پايهگذاري كرده است.[4]
5 . پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در ضمن وصاياي خود به جناب ابوذر فرمود: در آينده قومي خواهد آمد كه در تابستان و زمستان لباس پشم ميپوشند و با اين كار خود را از ديگران برتر ميدانند. كه به اينها فرشتگان آسمانها و زمين لعنت ميفرستند.
با توجه به احاديثي كه ذكر گرديد و رواياتي كه با اين مضامين در كتب روائي ذكر شده است متصوفه مورد مذمت و نكوهش پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ قرار گرفتهاند و هم چنانچه ذكر كرديم در بعضي از روايات متصوفه را نصارا و مجوس امت دانستهاند و در جايي ديگر آنها را دشمنان خود و همچنين بدعتگذار معرفي نمودهاند و اما همانگونه كه قبلاً يادآور شديم:
ب) عدهاي خواستهآند از مضمون و مفهوم برخي از روايات براي مدح تصوف استفاده كنند كه چند نمونه از آنها را ذكر ميكنيم و در پايان دلايل مجعول بودن و بياساس بودن آنها را ذكر ميكنيم:
1 . پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: حضرت عيسي بن مريم لباسهايي كه از پشم و از مو بود ميپوشيد.[5]
2 . ابن مسعود ميگويد: پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:روزي كه خداوند متعال با حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ تكلم ميكرد، جامه لباسي كه بر تن داشت از پشم بود.[6]
اما چنانچه قبلاً هم اشاره گرديد، بنابر نظر محققين اسلامي اين احاديث از مجعولات و ساختههاي تصوف است. و بنا به دلايلي نميتوان آنها را پذيرفت زيرا اولاً: اين احاديثي كه از پيامبر در حق تصوف نقل ميكنند هيچ صراحت و ظهوري در مدح تصوف ندارد و سخنان صوفيه در صورتي صحيح است كه در زمان پيامبر هم از تصوف خبري بوده باشد و حال آنكه تصوف از زمان امام صادق ـ عليه السّلام ـ به بعد به وجود آمده است. و ثالثاً: در مقابل اين احاديث، احاديثي زيادي موجود است كه بر عليه روش و مسلك تصوف است. يكي از رفتارهاي ظاهري اينها پوشيدن لباسهاي پشمي است و با تكيه به احاديث نبوي رفتار خويش را توجيه ميكنند. در حالي كه احاديثي از ائمه ـ عليهم السّلام ـ وارد شده كه از پوشيدن لباسهاي پشمي در غير حالت ضرور نهي كردهاند مانند:
1 . علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: لباسهاي كه از پنبه تهيه شده بپوشيد كه اين سنت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و روش ما ميباشد. اما لباسهاي كه از پشم و مو تهيه شده در غيرحالت ضروري استفاده نكنيد.[7]
2 . امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: لباسهايي كه از پشم و مو تهيه شده استفاده نكنيد مگر اينكه ضرورت ايجاب كند.
با توجه به دلائل مذكور، جعلي بودن احاديثي كه در مدح تصوف وضع شده است روشن خواهد شد. حاصل سخن اين كه تلقي احاديث اسلامي از تصوف يك تلقي مذمتگرايانه است و هيچ نگاه مدحي در احاديث اسلامي براي تصوف ديده نميشود.
منابعي براي مطالعه بيشتر:
1 . هاشمي خوئي، حبيب الله، شرح نهجالبلاغه، ج 14، ص 16-17-3، نا مكتبة الاسلاميه، م تهران.
2 . همائي، جلالالدين، تصوف در اسلام، نا هاء، چ 3، بيتا.
3 . كليني، ثقة الاسلام، ج 6، نا دارالكتب اسلاميه، بيتا.
4 . حرعاملي، محمدبن الحسن، وسائلالشيعه، ج 9.
5 . مجلسي، محمدتقي، بحارالانوار، ج 48-47.
6 . نوري، المحدث، المستدرك الوسائل، ج 11.
7 . علي بن يونس، الصراط المستقيم، ج 1.
8 . معلوف، لوئيس، المنجد، الصوف.
9 . الاربيلي، علي بن يونس، كشف الغمه.
10 . ابن ابي الحديد، ج 11، نا دارالجميل، بيروت، تاريخ چاپ 1407 هـ ، چ 1.
امام هادي ـ عليه السّلام ـ در زيارت جامعه كبيره ميفرمايند:
هر كس از طريق اهلبيت برگشت، از دين خدا خارج شده و هر كس ملازم امر آنها بود به اهل بيت محلق ميشود.
ر.ك مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي، مترجممرحوم الهي قمشهاي، انتشارات مسجد مقدس جمكران
[2] . هاشمي خوئي، حبيب الله، ص 16، ج 14، شرح نهج البلاغه، چ 4، ن مكتبة الاسلاميه، تهران.
[3] . همان مصدر، ص 16.
[4] . همان، ص 7.
[5] . هاشمي خوئي، حبيب الله، ج 14، ص 3، چ 4، ن المكتبة الاسلاميه، تهران.
[6] . همان مصدر، ص 5.
[7] . اصول كافي، كليني، ثقة الاسلام، ج 6، ص 451.
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 21:14 | لینک ثابت |
عمه سادات سلام علیک

مرغ دلم راهی قم می شود
در حرم امن تو گم می شود
عمه سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک
کوثر نوری به کویر قمی
آب حیات دل این مردمی
عمه سادات بگو کیستی ؟
فاطمه یا زینب ثانیستی
از سفر کرب وبلا آمدی
یا که به دیدار رضا آمدی
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 10:47 | لینک ثابت |
درحاشیه خبرهای 2
در ادامه نقد مصاحبه آقای تابنده قطب فرقه گنابادیه وپاسخ ایشان به شبهات مطرح شده نکاتی قابل ذکر است که بخش دوم آنرا می نویسم:
ما قبلا گفته بودیم به دلیل برخی مشکلات بین آقای نور علی تابنده وسلطانحسین اختلافات جدی بود وحتی آقای تابنده مجاز نماز هم نبودند.اما آقای تابنده اینگونه توجیه نموده اند:
ایشان می گوید:بنابراين در تمام اين مدّت در ظلّ عنايت و محبّت پدر و برادر بودم و حتّى مرحوم آقاى رضاعليشاه چند بار به من محبّت كرده و مىخواستند برايم اجازات طريقتى و مناصب فقرى از جمله هدايت و دستگيرى طالبين را صادر فرمايند و توسّط بزرگان فاميل از جمله مرحوم حاج آقاى سلطانپور پيغام داده بودند كه من خدمتى را در فقر و درويشى قبول كنم ولى من از ايشان خواهش كردم و اجازه گرفتم كه اين خدمات را قبول نكنم و حتّى بعداً هم كه مرحوم آقاى محبوبعليشاه همين مطلب را در مورد جانشينى خود فرمودند، من گفتم: «اگر امر است كه ناچارم به دليل ارادت فقرى اطاعت كنم و محتاج به اصرار نيست ولى اگر رضايت من را مىخواهيد، من راضى نيستم. اگر آزاد باشم و بار ديگران را به دوش نگيرم، برايم بهتر است
حال سوال ما اینست:اگر فقر ودرویشی ومراتب درویشی افتخار است چرا ایشان امتناع میکرده اند.بلکه باید مباهات می کرده اند که بتوانند خدمتی به این جریان بکنند.
خوب.کسیکه خودش رضایت نداشته ومیخواسته آزاد باشد وبه قول خودش بار دیگران را به دوش نکشد چطور به یکباره قطب میشود
نکته عجیب اینست که ایشان میگوید:اگر آزاد باشم و بار ديگران را به دوش نگيرم، برايم بهتر است
اقای تابنده.اگر شما راه خود را حق میدانستید پس از بار چه میترسیدید.حتما میترسیدید بار گناه انحراف این همه درویش گردن شما بیافتد که افتاد
درمورد اختلاف وقهر ایشان با خانواده میگوید:
حتّى براى اينكه اين توهّم ايجاد نشود كه من به دليل مشاغل قضايى و اجتماعى از فاميل جدا شدهام بعد از آن كه در سال 1357 در حكومت مرحوم مهندس بزرگان معاون وزارت ارشاد ملّى (بعداً ارشاد اسلامى) شدم، در تعطيلات نوروز 1358 به قصد زيارت قبور بزرگان و اجدادم و ديدار مادر و صله رحم و همچنين اظهار ارادت و ديدار مرحوم برادرم حضرت رضاعليشاه به بيدخت رفتم و چند روز تمام در بيدخت بودم
این جمله آقای تابنده درست تایید مدعای ماست.چرا که همه مردم بیدخت وحتی دراویشی که سنشان زیاد است میدانند که آقای تابنده سالها به بیدخت نیامده بود واینکه سال ۵۸ وارد بیدخت شده وچند روز مانده جزو نوادر سفرهای ایشان در آن زمان به بیدخت بود
ایشان درمورد فعالیت تبلیغی دراویش وسایتهای آنان می گوید:
اين سايتها كه گفته مىشود از جانب ما ايجاد شده است، اصلاً از جانب شخص من نيست. سايتهاى هركسى بهعنوان دفاع از اعتقادات خودش است. براى اينكه وقتى شما از تصوّف بد مىگوييد، وقتى از قطب صوفىها يعنى مخلص، بدگويى و توهين مىكنيد، هر درويشى اين را توهين به خودش مىداند و بهعنوان شخصى، خودش را مجاز مىداند كه در مقابل اين همه افترائات كه بطلانش برايش اثبات شده، دفاع كند. همه اين سايتها هم بدون اطّلاع من ايجاد شده است و اصلاً از تأسيس آنها خبر ندارم،
ایشان خودش را مخلص معرفی نموده ومی گوید:همه این سایتها بدون اطلاع من ایجاد شده واصلا از تاسیس آنها خبر ندارم
اگر ایشان میگفت از تاسیس برخی وبلاگها خبر ندارد شاید بتوان قبول کرد.اما درمورد سایتها مثل مزار سلطانی وعرفان گنابادی اصلا قابل قبول نیست که ایشان نداند
ضمنا خود ایشان میگوید هر چند گاهی برخی از مطالب این سایتهای مخالف را برایم میاورند
خوب.چطور میشود دربین اینهمه سایت مخالف شما از وجود سایت موافق خبر نداشته باشید
از همه مهمتر اینکه مگر تابعین شما نمیگویند قطب به همه احوال فقرا علم دارد وحتی در فیلمی که بنده دارم آقای محجوبی در مورد وجود چند معتاد در جلسه ای دربروجرد میگوید:حیف که اجازه ندارم وگرنه با انگشت معتادین را نشان میدادم چرا که بزرگان این سلسله با نگاه متوجه ایم قضیه میشوند
البته بحثهای زیاد ومدارکی بررد گفته های آقای تابنده هست که انشاءالله به فضل خداوند در بحث های بعدی می آورم
یا حق
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 12:19 | لینک ثابت |
