خرقه پشمینه
منوی وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب

مساله منصور حلاج از جمله مسائلی است که در تاریخ بسیار بر آن جنجال شده است.اما حقیقتش اینست که از انحرافات حلاج نمی شود گذشت
هرچند به دلیل استقامت ولو در راه باطل شهره شد ودر اشعار نیز از او تعابیری شده ولی بی شک بزرگان شیعه جزو مخالفین وی بوده اند
هر چند حضرت بقیه الله امام عصرعج در پاسخ نامه یکی از نواب اربعه اش در مورد حلاج وچند نفر دیگر آنها را رد می کند ولی صوفیه اصرار زیادی دارند که او را عارف نشان دهند.
اما اتهاماتی که در دادگاه حلاج طرح شد وقاضی دادگاه آنها را در خاطات خود آورده ودر کتب برخی از صوفیان نیز امده است زیاد است که به برخی از آنها اشاره میشود
اتهامات حلاج
- سحر و جادو گری که در دادگاهش عروس حلاج 40 موردش را گفته ، برخی قائلند که در سفری که به هند داشت آنها را یاد گرفته (تراژدی حلاج ص 70)
2. دعوی خدایی : نامه ای در منطقه ای بنام دینور که بین کنگاور و صحنه است از او کشف کردند که نوشته بود از رحمن رحیم به فلان بن فلان(جستجو در تصوف ایران ص 145 مصائب حلاج 152)
3.انا الحق
4. تبدیل عبادات بویژه حج که برای مریدانش جایگزین درست کرده بود که بجای حج احرام کنید و در خانه جایی را نیت و بجای حج آنجا را طواف کنید ( کتاب مصائب حلاج 153)
۴.تقدیس شیطان وفرعون:حلاج می گوید: صاحب من و استاد من ابلیس و فرعون است . به آتش بترسانیدند ، ابلیس را از دعوی خود باز نگشت . فرعون را به دریا غرق کردند و از دعوی باز نگشت.
فرعون از روی کشفی که از خدا پیدا کرده بود ادعای ربوبیت کرد . ( و الطوامیس ص 51)
برخی از صوفیه میگویند چون بزرگانی مانند حضرت امام خمینی وعلامه طباطباییی رحمت الله علیهما در اشعارشان نامی از حلاج برده اند پس حلاج انسان خوبی بوده است
لازم به ذکر است که چون حلاج در بحث استقامت وبردار رفتن در ادبیات شهره است خوب. از او استفاده میشود.مثل حاتم طائی که هر انسان سخاوتمندی را به او تشبیه میکنند
وگرنه حضرت امام در کتاب شرح جنود عقل وجهل حلاج را انسان بی معرفتی معرفی می نماید و در اشعار زیادی نیز به او حمله می کند
ایشان می گوید:
گر تو آدم زاده هستی علم الا سماء چه شد
قاب قوسینت کجا رفته است اًو اًدنی چه شد؟
بر فراز دار فریاد انا الحق می زنی
مدعی حق طلب اٍنیت و اٍنا چه شد؟
مرشد از دعوت به سوی خویشتن بردار دست
لا الهت را شنیدستم ولی الا چه شد؟
ویا می گوید
از صوفی ها صفا ندیدم هرگز زین طایفه من وفا ندیدم هرگز
زین مدعیان که فاش انا الحق گویند با خود بینی فنا ندیدم هرگز
فقهای زیادی از بزرگان شیعه نیز حلاج را رد وتکفیر نموده اند از جمله:
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت 0:0 | لینک ثابت |
خاستگاه تصوف
واقعا صوفی گری از کجا شروع شد.و عامل آن چه بود.بحثی است که برایتان می نویسم
در این زمینه به بیان چهار قول و نقد برخی از آنان می پردازیم
قول مرحوم همایی:
عامل پیدایش تصوف همان زهد و پرهیزگاری است تصوف در اسلام ص 60
قول دکتر کاظم یوسف پور:
در جهان اسلام خاستگاه اصلی تصوف را باید در اعتراض گروهی از مومنان دلسوخته جستجو کرد که پس از دوران طلایی اسلام شاهد گرایش مسلمین به مادیگری و دنیا طلبی بودند نقد صوفی ص 28
قول محمد عباسی:(مقدمه نگار کتاب کشف المحجوب)
آنان که تاریخ تصوف ایران را در چهار چوب اسلام مطالعه می کنند سخت در اشتباهند زیرطبق اسناد مسلم علمی و تاریخی، تصوف ایران سابقه سه هزار ساله دارد کشف المحجوب ص 10 (کتاب کشف المحجوب مال هجویری)
قول اسین پالاسیوس: (از شرق شناسان و عرفان شناسان یونانی)
ایشان منشاء تصوف را زهد و عرفان مسیحی و فلسفه نو افلاطونی اسکندریه می داند کتاب عقل و وحی در اسلام ص 111
نقد نظریه دکتر یوسف پور:
طبق نظر ایشان خاستگاه اصلی تصوف ، اعتراض گروهی مومن دلسوخته بود در برابر گرایش به مادیگری مسلمین.
حال باید سوَال کرد
1. اگر اعتراض مسلمانان دلسوخته بود چرا اهل بیت (ع) همراهی نکردند و چرا سردمداران این جریان را سب کردند؟!
2. این مومنان دلسوخته چه کسانی بودند؟ حسن بصری، سفیان ثوری یا ابوهاشم کوفی و ... که در زمان خود اهل بیت (ع) زندگیمی کردند و اهل بیت (ع) با اینها مخالف تمام بودند.
حسن بصری که حرفهای بنی امیه را اسلامیزه می کرد !! تا کارش به جایی رسید که فقیه حجاج بن یوسف شد!!
حسن بصری که امام علی (ع)وامام حسن(ع) را می شناخت
و آن بزرگواران نیز حسن بصری را می شناختند.
حال اگر دلسوختگی حسن بصری و... بود می شود مشربی درست کرد که امام علی (ع)تاییدش نکند؟
و اگر قرار بود از این جریان زهد اسلامی شکل گیرد چرا از کمیل و عمار و... خبری نیست و...
قول صحیح راجع به خاستگاه اصلی تصوف:
این جریان را می شود سقیفه بنی ساعده دوم نامید چرا که با تشکیل سقیفه بنی ساعده ولایت و زعامت را توانستند از امام(ع) بگیرند ولی در مقابل معنویت امام(ع) ماندند و نتوانستند کاری کنند ، تا توسط صوفی ها ولی تراشی شد و حکومت موقت هیچ مخالفتی در قبال این جریانات از خود نشان ندادند و صوفیه آلت دستی شد در مقابل مخالفین اهل بیت(ع) که بتوانند در برابر روح بلند عرفانی ائمه(ع) حرفی برای گفتن داشته باشند.
و تا عصر صفویه از تشیع در داخل تصوف خبری نبود و حتی شاه نعمت الله ولی در دیوانشمی گوید رافضی کیست دشمن بو بکر... و ملا علی گنابادی می گوید :صوفی لا مذهب است و...
یک نتیجه کلی که می توان گرفت این است که این جریان با اهل بیت (ع) شروع نشده است هر چند ادعا کنند که حسن بصری از دست علی (ع) خرقه گرفت و...
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 2:22 | لینک ثابت |
دروغی که هنوز می گویند
من نمی دانم برای ترویج یک تفکر آنهم تفکری که حداقل با عقاید شیعه سازگاری ندارد چقدر باید دروغ گفت
درآستانه سالگرد برچیده شدن خانقاه فرقه گنابادی از شهر ولایت قم،مجددا سایتهای این فرقه با هدف فشار به جمهوری اسلامی وتشویش اذهان عمومی سعی در القاء مطالب خلاف واقع وکذب دارند که قبلا هم سابقه دارد
یکی از این دروغهای شاخدار مساله کمیته بررسی کننده ماجرای غائله قم ومحکومیت تخریب خانقاه توسط نظام بود؟؟
سال گذشته پس از این دروغ بزرگ که هیچ یک از مراجع سیاسی وامنیتی کشور نیز آنرا تایید نکردند وفقط در سایتها ووبلاگهای فرقه گنابادی منتشر شد،استاندار قم به عنوان نماینده عالی سیاسی امنیتی نظام در استان این ماجرا را کذب خواند
اما مجددا همان اخبار خلاف در حال درج وتبلیغ است
وبلاگ بایاران که با هدف تطهیر ماجرای توبه درویش خرسند به نام وی تاسیس شد نوشته است:
چند ماه پس از برخورد با دروایش، کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم، حمله به این حسینیه را ناشی از ارائه اطلاعات غلط به مسئولان، علما و مراجع تقليد دانست. کمیته بررسی کننده ماجرای تخریب حسینیه دراویش گنابادی قم در گزارشی به مسئولان اعلام کرد که دراویش گنابادی یکی از فرق همراه با اسلام و تشیع و انقلاب بوده و از جانب آنان هیچ خطری متوجه جامعه شیعی نیست.
بر اساس گزارشهای دریافتی، کمیته بررسی کننده این ماجرا که در آن افرادی از وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی و نیروی مقاومت بسیج حضور داشتند، اعلام کرد که اختلاف بر سر مالکيت حسینیه دراویش گنابادی قم، یک امر کوچک شهری بود و می توانست به وسیله شهرداری و اوقاف و مالک آن (شریعت) حل و فصل شود ولی با دخالت برخی نهادها و افراد غیرمسئول در این ماجرا، یک پدیده محلی به یک ماجرای امنیتی و ملی تبدیل شد. ؟؟؟
این در حالیست که این اخبار واطلاعات رسیده فقط در اختیار فرقه گنابادی بوده وهیچ یک از مسئولین نظام از آن مطلع نیستند
سوال دیگر بنده اینست که شما روزانه در اخبارتان مدعی فشار جمهوری اسلامی به این فرقه وبازداشت اتباع خود می شوید ووزارت اطلاعات وهمه دستگاه های نظام را متهم می نمایید واز سوی دیگر می گویید نظام شما را همراه با خود می داند واز شما حمایت می کند![]()
واقعا آدم می ماند در مقابل شما چه بگوید.لا اقل کمی صداقت بخرج دهید وسخن راست بگویید ویا حداقل در تنظیم اخبارتان مراقب باشید این همه گاف ندهید
در پایان نیز بیانیه استاندار قم را مجددا برای تنویر افکار عمومی می آورم
استاندار قم خبر پرداخت غرامت به دراويش گنابادي را تكذيب كرد
تهران- خبرگزاري كار ايران
استاندار قم با اعلام تاييد اقدام شوراي تامين قم در تخريب حسينيه دراويش گنابادي قم از سوي كميته بررسيكننده اين واقعه، اخبار مربوط به پرداخت غرامت به آنها را تكذيب كرد.
عباس محتاج در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، در واكنش به خبري مبني بر اينكه كميته بررسيكننده ماجراي تخريب حسينيه دراويش گنابادي در قم حمله به اين حسينه را كاري اشتباه و ناشي از ارائه اطلاعات غلط به مسوولان، علما و مراجع تقليد دانسته است، گفت: اين خبر كذب است و كميته بررسي كننده، اقدام شوراي تامين استان قم را تاييد و بر اصل آن صحه گذاشته است و قرار نيست خسارتي بابت تخريب حسينيه يا خانقاه به دراويش پرداخت شود.
وي همچنين خبر مربوط به خريد حسينيه جديد براي دروايش توسط استانداري قم را تكذيب كرد و گفت: قرار نيست حسنيه يا خانقاهي براي دروايش گنابادي از سوي استانداري خريداري شود زيرا حسينيه متعلق به سازمان اوقاف بود و ملك شخصي دروايش محسوب نميشد كه حال بخواهيم ملكي را به جاي حسينيه براي آنها خريداري كنيم.
خوب آدم نمی داند دم خروس یا قسم حضرت عباس را باور کند
نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت 22:27 | لینک ثابت |
عرفان ورابطه عقل وقلب
عرفان ورابطه عقل وقلب
در مساله مهم عرفان وحتی رفتارهای روزانه کسانیکه دچار مشکل وانحراف میشوند به دو دلیل است وآن عدم توازن در رفتار عقل وقلب هست
گروهی عقل را رها کرده وبه قلب یا دل به تنهایی رجوع نموده اند که سر از وادی حیرت و..در آورده اند وگروهی دیگر عقل را فقط به عنوان تنها راه بر گزیده اند ودچار نوعی استدلال زدگی محض شده اند واز شهود ودرک معرفتی باز مانده اند
اما در این راه چه باید بکنیم.جایگاه هر یک کدام است
1-قلب:
بدون تردید قلب ودل انسان یکی از منابع هدایت ومعرفت بشر است.توجه به اشراق قلبی ودریافتهای باطنی از دستاورد های مهم ادیان الهی است
قران تنها کسانی را که دارای قلبی بیدار وگوشی شنوا هستند را لایق تذکر وهدایت می داند(ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع وهو شهید(یعنی همانا در این سخن یاد آوری است برای کسی که دارای قلب است یا گوش فرا دهد در حالی که گواه وحاظر باشد(سوره ق آیه 37)
حب وشوق نیز که از قلب سرچشمه می گیرد یکی از ابزارهای مهم سلوک تعالی معنوی است.هیچ عامل وانگیزه ای به اندازه حب وشوق حرکت بخش وشتاب دهنده سیر انسان نیست.اعمال ورفتار وعبادتهایی
که از سر شوق و محبت(همراه با معرفت )انجام گیرد،لطف و صفا و
ارزش فوق العاده ای می یابد. برترین عبادت آن است که نه از روی
((طمع))(در بهشت و نعیم)و نه از روی ((خوف))(از عذاب و جحیم)،
بلکه تنها به خاطر((حب الهی))انجام شود.
در حدیث آمده:طوبی لمن عشق العباده فعانقها...(اصول کافی،2-83)
یعنی:خوشا به حال آن کسیکه به عبادت عشق ورزدو آن را در آغوش کشد.((مناجات المحبین))لطیف ترین و زیباترین مناجاتها رادرمجموعه دعاهای معصومین(ع)تشکیل می دهد.در این زمینه،اهل معرفت سخنهای
بسیارو نکته های لطیف گفته اند که بایدبه محل آن مراجعه شود.
عقل،حجت درون
اما باید توجه داشت که از نظر آموزشهای دینی،((قلب))و دل،یکی از منابع هدایت و بشر است و((عقل))نیز،یکی دیگر از سرمایه های
ارزشمندی است که خداوندحکیم به انسانهاارزانی داشته است.عقل،به مفهوم جامع آن(عقل نظری،ارزشی و...)،در فرهنگ قرآ ن و روایات از جایگاه بلند و قدسی برخوردار است .در بسیاری از کتابهای حدیثی،فصلی به موضوع(عقل)اختصاص داردکه حدیثهای زیادی در ستایش فوق العاده آن نقل شده است.از دیدگاه روایات ،ارزش و مقام انسان بستگی به میزان عقل او دارد،از این رو پیامبران-که برترین انسانها هستند-عاقل ترین افرادمعرفی شده اند.(کتاب کافی از پیامبرروایت میکند که فرمود:ما قسم الله شیئا افضل من العقل...ولا بعث الله نبیا ولا رسولا حتی یستکمل العقل و یکون عقله افضل من جمیع عقول امته...(اصول کافی،1-13).
یعنی:خداوند هیچ چیز بهتر ازعقل تقسیم نکرده [و به بند گانش نبخشیده]است...و هیچ پیامبری را[به سوی]مردم نفرستاده،تا آنکه عقل او کامل گشت و برتر از عقل همه امت خود گردید.)
همچنین در احادیث ،عقل،به عنوان((حجت))و دلیل باطنی(درونی)شناخته شده است(همان،24.)
و همین مقدار برای شناخت جایگاه ارزشی عقل،کافی است.در حدیثی ،راوی از امام سئوال می کند:گروهی در ناحیه ما اهل بیت هستند اما چندان استوار (در عقیده یا عمل)نیستند؟امام در پاسخ می فرمایند:آنها کسانی نیستند که مورد خطاب خدا هستند،خدا(تنها عاقلان را مورد خطاب قرار داده است و )فرموده است:فاعتبروا
یا اولی الابصار.(همان،11.)
با وجود این گونه روایات و با داشتن چنین مقام بلندو رفیعی ،چگونه میتوان((عقل))را از جرگه عوامل((هدایت گر))و ((تکامل بخش))
و سعادت آفرین))بیرون کرد؟!
ویژگی ((هدایت گری))و ((حجت باطنی))بودن عقل،ما را به این نکته رهنمون می شود که عقل هرگز((رقیب))و-به تعبیر بعضی از صوفیان دشمن ((دل))نیست و درک(واقعی)عقلانی،با دریافتهای(درست)
قلبی،تعارض و تنافی ندارد،بلکه موید و مکمل یکدیگرند.عقل،هر چند دارای ((محدودیت))است و از درک برخی حقایق محروم،اما نسبت به آنچه می فهمد معارض و منافی دل نیست.
انسان برای شناخت راه حق و پیمودن آن،هم به دریافتهای درونی نیاز دارد و هم به آگاهیهای عقلانی. عقل گرایی،یا دل گرایی،به تنهایی روش
جامع و کامل نیست.
اما با همه اینها عقل ودل نیازمند کمک وهدایت وحی هستند واگر این جور نبود یقینا اینهمه مشرب وروش عقلانی ومعرفتی درون گرا بوجود نمی آمد.زیرا عقل وتواناییهای آن نامحدود وبی نهایت نیست ودل نیز دچار خطای زیادی می شود
بویژه در بحث شهود در خود صوفیان وعارفان اختلاف وتعارض زیادی وجود دارد که بسا به تکفیر یکدیگر نیز می رسد واین نشانه خطا پذیر بودن عقل ودل است
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت 23:59 | لینک ثابت |
بدون شرح
می خواستم کلی مطلب بنویسم وبحثی رو در مورد قلب وعقل بذارم رو وبلاگ اما مطلبی دیدم که باید اونو بگذارم
در مورد محبت اهل بیت هم اگر همراه با عمل نباشد یقینا انسان دچار زیان میشود وروایات زیادی هست که عمل ومحبت همراه هم را راه نجات میداند.در روایت هست که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمیرسد
خوب.حال با همه این مسائل نویسنده وبلاگ خورشید حق عکس قطب فرقه گنابادی آقای تابنده را گذاشته وزیر آن شعری نوشته که بسیار عجیب است که واقعا دلم برای مظلومیت امیر مومنان سوخت
این مطلب را با هم ببینیم
*روز محشر وقت پرسیدن زمن رب جلی*
*گفت : تو غرق گناهی*
*گفتمش یا رب بلی*
*گفت پس چرا آتش نمی گیرد تنت*
*گفتمش چون روی قلبم حک شده مجذوبعلی*![]()
این هم آدرس وبلاگش http://www.khorshidehagh.blogfa.com/
البته عکسی نیز از صفحه اول آن گرفتم که اگر حذف کردند داشته باشم
خوب.شما قضاوت کنید.نباید برای اهل بیت گریست
حضرت علی علیه السلام فرمود:هلک فی الرجلان.محب غال ومبغض قال:یعنی در مورد من دو گروه هلاک شدند یکی محبی که غلو کرد ویکی دشمنی که اهانت کرد
امیدوارم کمی بیشتر فکر کنید
یا حق
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 23:16 | لینک ثابت |
توازن روحی عارف وسماع
عارف حقیقی آن است که هم نور جلال وهم نور جمال را ببیند.اگر کسی تنها جنبه جمالی حق را بشناسد واز جنبه جلالی او غافل شود ناقص ویک چشم ومحروم از عرفان کامل است.
در این باره می فرمایند:من ذایعلم ما انت فلا یهابک:چه کسی است که تورا بشناسد وتحت تاثیر هیبت تو قرار نگیرد
بنابر این عارف حقیقی که جمال وجلال الهی را با هم می بیند همواره در یک توازن روحی بین جمال وجلال قرار میگیرد
چنین شخصی پیوسته لذتی دارد تو ام با حیرت.نشاطی آمیخته با ادب.سروری همراه با خضوع.شوقی توام با خشیت ودر یک کلام همواره شوقی عابدانه وعبادتی شایقانه دارد
در این فضای عرفانی حقیقی دست افشانی وپای بازی ورقص ودستک زدن وحرکتهای سبک ودور از وقار(هر چند به بهانه عشق حق) معنی ندارد.بلکه همه شور واشتیاق ومحبت عارف در قالب نماز.دعا مناجات واطاعت نشان داده می شود
قران می فرماید:قل ان کنتم تحبونی الله فاتبعونی:یعنی بگو ای پیامبر اگر خدارا دوست می دارید پس از من اطاعت وپیروی کنید(آل عمران آیه 31)
به گفته ((عبد الصمد همدانی ))د ربحر المعارف :((...بعد از وصول باصل،حصول این امور [ولوله عشق و نعره های شوق انکیز] متصور نیست.محبت در آن موطن ،به معنی اراده اطاعت است،نه معنی زاید بر آن...چنانچه بعض صوفیه فهمیده اند.)){بحر المعارف ص88} و به قول ابن عربی(در رساله شاهد):رقص و پایکوبی لایق حضرت حق نیست.شهود حق متوقف بر هیبت است و هیبت موجب سکون و آرامش انسان میشود ...(الرسائل کتاب الشاهد ص4)
آن کسی که حالتی جز این دارد و به بهانه دمحبت و عشق به حق دست به رفتار و حرکات سبک چون دست افشانی رقص ،شاهد بازی،سینه به سینه امردان ساییدن و...میزند ازسلوک مکتبی و عرفان محمدی و ذوق علوی دور افتاده است
در کتاب مناقب اوحد الدین کرمانی صوفی قرن هفتم در باره سماع وی آمده است که :چون دعوت {سماع } ترتیب میدهند شیخ را می خوانند وسماع میزنند.چون آغاز سماع می کنند وبه رقص مشغول میشوند خدمت شیخ را با صورتهای خوب(خوشرویان) خوش بودی ودر سماع با ایشان ذوق کردی.درآن مجمع {سماع} هرچه خوبتر بود از خوبرویان پیش آورده وبدست هر یکی شمعی داده و شیخ بوجد وحالت وذوق خود مشغول است(مناقب اوحد الدین ص 40
خوب.کدام یک از اهل بیت در حالات خود اینچنین کارهایی مینمودند
کی وکجا رسول گرامی اسلام با آن عظمت روح در اینچنین مجالسی حضور داشتند
عرفان را تبدیل به محلی برای اجابت خواسته های نفس نمودن چقدر زشت است
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 22:27 | لینک ثابت |
مسجد خانه خدا-خانقاه خانه؟؟؟؟؟
یکی از ضربه های صوفیه به پیکره اسلام دور نمودن مردم از مساجد با ترفند گسترش وساخت خانقاه بود.
البته طبق شهادت تاریخ وخود صوفیان اولین خانقاه توسط یک امیر مسیحی در رمله شام در قرن چهارم هجری ساخته شد
اما ببینیم از نظر صوفیه جایگاه مسجد کجاست:
ابو سعید ابوالخیر صوفی مشهور میگوید:تا مسجد ومدرسه از بن خراب نشود؛وظیفه درویش به انجام نرسیده است(دنیای اسلام از پیدایش تا تجدید حیات ص52)
مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی در خاطرات خود برنامه دولت انگلستان را در رابطه با اسلام اینگونه بیان میکند:
گسترش همه جانبه خانقاه های دراویش ،تکثیر وانتشار رساله ها وکتاب هایی که مردم عوام را به روی گرداندن از دنیا ومافیها وگوشه گیری سوق میدهد مانند:مثنوی مولوی واحیا العلوم غزالی
(خاطرات مستر همفرص 65)
اگر مسجد پایگاه رسمی اسلام است در مقابل آن خانقاه همیشه پایگاه مخالفین اسلام وکانون توطئه علیه اسلام بوده است
ارزش مسجد در اسلام بسیار زیاد است به دلیل اینکه مهمترین کانون تربیت اسلامی می باشد
پیامبر گرامی اسلام فرمودند:رفت وآمد به مساجد رحمت است وخوددداری از رفتن به مساجد نفاق است(کنزالعمال ص570)
ودر روایتی دیگر می فرمایند:مساجد خانه های افراد با تقوار می باشد(جامع الاحادیث شیعه ج 4 ص 437
حضرت علی علیه السلام می فرمایند:مساجد بهترین قطعات زمین هستند وارزشمند ترین انسانها درپیشگاه با عظمت خداوند کسی است که نخستین شخص در رفتن به مسجد وآخرین نفر در بیرون آمدن از آن بوده باشد_سفینه البحار ج 1 ص600
وروایات بسیار زیاد دیگر
حال سوال ما از این آقایان اینست که چرا خانه های خدارا رها کرده ودر خانقاه ها سکونت گزیده وچرا در بین صفوف مسلمین تفرقه ایجاد می نمایند
البته در برخی فرقه ها به دلیل ترس از مردم اسم خانقاه های خود را به حسینیه تغییر داده اند.اما واقعا همان خانقاه با همان آداب ورسوم است.
عکس خانقاه فرقه گنابادی در قم که در درگیری تابعین این فرقه با مردم ونظام تخریب شد ونوشته های آن نشانگر این واقعیت است

نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 0:48 | لینک ثابت |
هنر مخالفين


نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 1:40 | لینک ثابت |
مولوی وانحرافاتش....
یکی از دوستان صوفی مذهب؟؟ در بحثی در سایت کلوب نکاتی را در دفاع از مولوی نوشته اند که بد نیست دفاع ایشان را بخوانیم ونقدی هم بنماییم
واقعا كه نا آگاهي آقا صابر. همون مولانا كه مي گويي با قران ميانه ندارد فقط يك كتاب از احاديث و آيه هاي قران موجود در مثنوي اش نوشته شده . ديگه ما مسئول بيسوادي شما نيستيم.
مثنوي كه به قول كلي از سران شيعه از جمله آقاي خميني و علامه طباطبايي و قاضي قرآن پارسي لقب گرفته از نظر شما با قران سر و كاري ندارد!!! كسي كه در ديوانش از محمد و علي و حسن و حسين بوفور نام برده و در محاسنشان بيتها سروده و از آيه هاي قرآن استفاده كرده با اسلام سر و كار ندارد! كاش يه كم با مطالعه حرف ميزديد. جاي تاسف دارد.
جواب بنده
مشکل ما با شما در بحث اینست که اساسا محور دین از نظر شما قران واهل بیت نیستند بلکه شخصیتهایی هستند که بر خی از آنها بسیار منحرف وبرخی پر اشتباه
مگر رسول گرامی قران واهل بیت را به عنوان دو ودیعه در بین امت نگذاشت تا به عنوان ملاک وعیار حق از باطل باشند
اگر به قران توجه کنیم بسیاری از مشکلات حل خواهد شد
در مورد مولوی نیز با اینکه ایشان مطالب خوبی هم دارد ولی انحرافات جدی ایشان نیز غیر قابل انکار است
مولوی معتقد است که در وقت رسیدن به حقیقت شریعت زائل خواهد شد
گفتید امام وعلامه طباطبائی وغیره مثنوی را قران پارسی میدانند.برادر دروغ نگو.این سخن سران متصوفه است
همین بزرگان نقدهای مستقیم وغیر مستقیم بر مثنوی دارند
مولوی درمقدمه جلد ۵ مثنوی مینویسد:امثال شریعت همچون علم طب آموختن است وطریقت پرهیزکردن به موجب علم طب ودارو خوردن وحقیقت صحت یافتن صحت ابدی واز آن هردوفارغ شدن.چون آدمی ازاین حیات مرد شریعت وطریقت هردوازاو منقطع شد حقیقت ماند.
در حالیکه این عقیده خلاف قران وسیره اهل بیت است
حضرت امام خمینی در همین مورد بویژه نماز میفرماید(معراج السالکین)
آنچه پیش اهل تصوف معروف است که نماز وسیله معراج ووصول سالک است وپس از وصول مستغنی از رسوم گردد امر باطل بی اصل وخیال خام بی مغزی است که با مسلک اهل الله وقلوب مخالفست.(یادنامه استاد مطهری ص 38
جناب مولوی حتی پارا از این فراتر نهاده وسماع را که در شرع حرام است را هم پایه نماز میداند.
در مناقب العارفین ص 342 آمده است که:
روزی در حضور مولانا رباب میزدند ومولانا ذوقها میکرد.از ناگاه عزیزی(یکی از مریدان)در آمد که نماز دیگر(اذان) میگویند(.مولوی) لحظه ای تن زد(صبر کرد) وفرمود:نی نی آن(اذان)نماز دیگر واین سماع نماز دیگر .هردو داعیان حقند.یکی (اذان ونماز)ظاهر را به خدمت میخواهد واین دیگر(سماع)باطن را به محبت حق میخواند
در جایی دیگر در مقابل حدیث حضرت رسول که می فرمایند:حبب الی من الدنیا النسا والطیب وقره عینی الصلوه
بعد مولوی میگوید:ما از این عالم سه چیز را اختیار کردیم:یکی سماع ویکی فقاع(ابجو)ویکی حمام(مناقب العارفین ص 406 ومولانا جلال لدین ص 342
فرزند خلف مولوی نیز میگوید:انبیا توجه ورویکرد به خدا را در قالب نماز به مردم می رساندند اما اولیا(صوفیه) ان نماز حقیقی را به صورت سماع به عالمیان رساندند(ولد نامه 112 ومناقبالعارفین ص394
آنقدر انحراف وتضاد در اعمال ورفتار مولوی هست که خود یک مثنوی دیگر می خواهد
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه هجدهم دی 1385 ساعت 22:59 | لینک ثابت |
عید ولایت مبارک

از ذکر علی مدد گرفتیم/آن چیز که می شود گرفتیم
در بوتۀ آزمایش عشق/ از نمرۀ بیست صد گرفتیم
محکوم به حبس عشق گشتیم /حکم ازلی ابد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز/ معجون هدایت علی سبز
در چمبر آسمان آبی/ خورشید ولایت علی سبز
از بادۀ حق سیاه مستیم/ اما ز حمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد/ فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ /لبخند رضایت علی سبز
در نامۀ ما سیاه رویان/امضای عنایت علی سبز
***************
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 23:52 | لینک ثابت |
منحرف کنندگان ولایت
در آستانه عید غدیر عید امامت وولایت لازم است به باز خوانی جریاناتی بپردازییم که باعث انحراف موضوع ولایت اهل بیت شدند
2 جریان عمده در این امر دخیل بودند.
جریان اول اهل سقیفه بنی ساعده ودشمنان رسمی ولایت بودند که اصولا مساله ولایت را نفی وبه جای آن خلافت وشورا را به عناوین جعلی مطرح کردند
اما جریان دوم جریانی بود که سعی کرد با زیرکی تمام این موضوع را از اهل بیت گرفته وبه سمت افراد دیگری سوق دهد.وصوفیه را باید مهمترین مبدعین این بدعت انحرافی دانست
جریانی به ظاهر زیبا اما با فتنه ای پنهان
در این جریان سعی شد به جای ولایت اهل بیت ولایت کسانی مطرح شود که نه تنها شیعه نبودند که برخی از آنها از نواصب ودشمنان خاندان ولایت به شمار می رفتند
ابتدا امثال حسن بصری علم شدند اما بعد ها تشکیلاتی وفرقه ای شد وسعی کردند این موضوع را رسمی کرده وتوجهی به اهل بیت نکنند
تا حدود دوران صفویه که تصوف وارد تشیع شد این جریان ادامه داشت اما بعد از آن فرقه های صوفی به ظاهر شیعه سعی کردند ضمن پذیرش ولایت اهل بیت برای جلب توده های شیعه ولایت خود را نیز در کنار آنان قرار دهند.
در همین راستا در برخی فرقه ها امامت را در چند امام خلاصه کردند ودر برخی دیگر از فرقه ها مثل ذهبیه ونعمت اللهی امامت را به دو بخش امامت طریقت وشریعت تقسیم کردند
از امام رضا علیه السلام به بعد را ائمه شریعت وامثال معروف کرخی را امام طریقت خواندند
وبعد اقطاب خود را ادامه امامت قرار داده وسعی کردند بگویند امامت منحصر در دوازده امام نیست
اما این اواخر بدلیل واکنش شیعیان وعلمای شیعه سعی کردند مستقیما به آن اشاره نکنند بلکه بطوری زیرکانه خود را طرح کنند
ملا سلطان گنابادی در مجمع السعادات پس از کلی تعریف در مقام قطب میگوید:در بیان اینکه هر کس بشناسد امام خود را حاجت به انتظار ظهور حضرت قائم اورا نخواهد بود بوجهی نه در عالم صغیر نه در عالم کبیر(فصل ۸ باب ۴ ص۲۶۹)
در بشاره المومنین ص۱۹۱ میگوید:اتصال میانه بایع ومشتری حاصل شود که صورتی از رسول یا امام یاشیخ مجاز از طریق باطن به دل بایع شود وهمان است قائم آل محمد؟
صفی علیشاه درباره قطب در تصوف نویسد:مظهر ذات است و زبده ممکنات لنگر عرش است و داور فرش به معنی علی است و به صورت وای به حقیقت غالب است و به ولایت نائب ذاتش قائم است و لطفش دائم به عنایت هادی و به هدایت مهدی به ظاهر خلق است و به باطن حق.(عرفان الحق صفحه۱۳
باز در جایی دیگر صفی علیشاه می گوید: اگر او را به اصطلاح دیگر پیر کامل یا شیخ یا عارف و اصل یا مرشد قابل خوانیم یا عالم ربانی یا ولی سبحانی به جاست که در شریعت خلیفه محمد مصطفی و در طریقت به نص ولایت نائب مناب علی مرتضی بدانیم{عرفان الحق صفحه ۹۲-۹۳}
جواد نور بخش که از جمله روسای فرقه نعمت اللهی مونس علیشاهی است می نویسد:یگانه ای است والاو منظور حق تعالی متخلق به اخلاق الله و از حقایق آگاه.(در خرابات ص۱۲۵)
جای دیگر در اشعاری می گوید :کو خلیفه حق به دور عالم است{تفسیر منظوم سوره حجرات ص۷۸)و خلاصه می نویسد که :دستورهایش باید بدون چون و چرا اجرا شود و صوفیان در هیچ امری بر او اعتراض نکنند.(در خرابات ص۸۱)که همیشه هست -تا بشر را راهنما باشد مدام-(تفسیر منظوم سوره حجرات ص۷۸).
باید برای امت رسول الله ومظلومیت اهل بیتش گریست که اینگونه ولایت الهی آنان بازیچه بزمهای خانقاهی شده است
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت 21:14 | لینک ثابت |
فرقه ذهبیه وتلاشهای مالی
یکی از فرقه هایی که همچون فرقه نعمت اللهی مدعی حقانیت خود وابطال دیگران است وخود را حق میداند فرقه ذهبیه است که قبلا مطالبی در مورد آن در همین وبلاگ نوشتیم
در سالهای دولت دوم خرداد که معامله وردوبند با فرقه ها جهت جلب آرای آنان در دستور کار دولت قرار گرفته بودمتاسفانه این فرقه توانست با هزینه کرد مالی در برخی از مناطق نفوذ خود را گسترش دهد
عبد الحمید گنجویان قطب این فرقه که در لندن زندگی میکند ورو به موت است با استفاده از کمکهای مالی دولت انگلیس بیمارستان بزرگ گنجویان را در دزفول احداث نمود.بعد ها در دولت خاتمی با پیگیری های این فرقه مدرسه ابوذر دزفول به مدرسه عصاریان که جانشین آینده گنجویان است تغییر نام داد
همچنین احمد افشار که صاحب کارخانه چای احمد در لندن بود واکنون پسرش محمود مدیریت آن را دارد واز چهره های با نفوذ ذهبیه است با زدوبند با رئیس آموزش وپرورش وقت دزفول توانست نام مدرسه شهید فهمیده این شهر را به مدرسه احمد افشار تغییر دهد
هم اکنون نیز با حمایت یکی دو چهره سیاسی متاسفانه خانقاه این فرقه در دزفول ساخته شد که باعث بروز مخالفتهای جدی حزب اللهی های این شهر گردیده است
لذا در صورت حمایت پشت پرده این دو چهره سیاسی یقینا در آینده در همین وبلاگ دست به افشای آنها خواهیم زد
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 ساعت 12:57 | لینک ثابت |
از صوفیان تا یزیدیان
پیدایش تصوف وگسترش آن نه تنها باعث بروز انحرافات جدی در دنیای اسلام شد وصد ها فرقه صوفی از دل آن بیرون آمد بلکه منجر به ایجاد فرقه هایی همچون شیطان پرستان یا یزیدیان شد
در حالیکه قران به شدت با این موجود ملعون یعنی شیطان مبارزه میکند ودلیل عدم سجده وی ر ا تکبر او مینامد ولی صوفیان با مخالفت با کلام الهی او را تقدیس میکنند.
علاوه بر شیطان تقدیس فرعون نیز در آثار متصوفه به شدت پیدا میشود.
در همین حال دکتر عبد الحسین زرین کوب که از مدافعان تصوف است نتوانسته این مطلب را انکار کند ولی سعی نموده جوری دست به توجیه آن بزنید.
وی می گوید:
واما صوفیان،آنان از آوردن عذر وبهانه هایی حتی بابت سرکشی شیطان وفرعون هم کوتاه نیامدند.درست است که مدت ها قبل از صوفیه فرق مختلفی همچون مرجئه خوارج ومعتزله در باب ایمان شیطان وفرعون بحث کرده بودند اما صوفیان گهگاه تا آنجا پیش می رفتند که نسبت به آنها اگر نه ابراز ستایش لا اقل ابراز همدردی میکردند.بنابر این.نه تنها مشاجره فرعون با موسی از دید جلال الدین مولانا بر سر ظاهر ورنگ ورو بود بلکه ابن عربی تا آنجا پیش رفت که فرعون را یکی از اولیاء خدا خواند
.واما در مورد شیطان صوفیان اورا محب صادقی می دیدند که تنها محبوب خود را تقدیس میکرد.به همین دلیلی از سجده کردن پیش آدم سر سختانه سر باز زد.این مطلبی است که مولانا خود در ابیاتی از مثنوی برای ما توضیح میدهد.وبه شیطان مجال میدهد تا حقانیت خود را اثبات کند.حلاج در طس الازل والالتباس در وجود فرعون وابلیس معلم خود را میدید وآنان را به صراحت شهسواران میدان عشق الهی میخواند.احمد غزالی تاکید میکند هرکس که توحید حقیقی را از شیطان نیاموزد ملحد است.به نظر عین القضاه این موجود مفلوک ملعون در واقع عاشق شیفته ای بود که به خاطر محبوبش در خریدن خذلان وسرزنش برای خود درنگ نکرد
.آیا این همدردی با ابلیس که مبلغان صوفی آن را با ضشور وحرارتی تمام تعلیم می کنند ربطی به یزیدیان شیطان پرست دارد.
تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن(عبد الحسین زرین کوب.ص 94)
یزیدیان فرقه ای شیطان پرست هستند که برخی آنها را جزو یکی از طوایف فرقه اهل حق محسوب میکنند.هر چند در خود فرقه های موسوم به اهل حق نیز شیطان جایگاه ویژه ای دارد که اورا ملک طاووس مینامند.
وببینیم چطور به این صراحت در مقابل کلام الهی یعنی قران صوفیان قد علم کرده ونظر خود را بر نظر خداوند که شیطان را ملعون ومطرود میداند قرار میدهند.شیطانی که از نظر حضرت حق به دلیل تکبر در مقابل خداوند کافر شد



نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه یازدهم دی 1385 ساعت 20:4 | لینک ثابت |
عیدسعید قربان مبارک
فرا رسیدن عید سعید قربان؛روز قربانی نمودن نفس اماره وتوبه
از گناهان وانحرافات بر همه حق طلبان مبارکباد

نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 11:7 | لینک ثابت |
ادامه نظر مراجع...
قبلا نظر برخی از مراجع معظم رو در مورد برخی آداب صوفیه مثل تشرف و..آوردیم.اکنون نیز چند نظر دیگر
نظرات حضرات مراجع عظام تقلید درباره حضوردرمجالس آنان وانجام اعمال واذکار صوفیه:
حضرت آیت ا... خامنه ای:
جایز نیست وکسانیکه اوامر ونواهی قرآن کریم را قبول داشته وبه امامت ائمه معتقدندچه بهترکه اسم جداگانه وآداب ورفتار جداگانه را که لازم نیست بلکه مضر است کنار گذاشته ودر جماعت عظیم ملت بزرگ ومسلمان خود منسلک باشند.
حضرت آیت ا... صافی گلپا یگانی:
فرقه صوفیه ازفرق منحرف هستند وقطب و خانقاه وعناوین دیگری شبیه اینها هیچ یک در اسلام از حضرت رسول اکرم(ص)وائمه هدی (ع)سابقه ندارد.تمامی اینه بدعتهائی است که افراد جاه طلب وشیفته دنیابرای جلب مردم بوجود آورده اند.معاشرت با این گروه ورفتن به خانقاه ومجالس آنهاحرام است.
حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی:
جایز نیست.
حضرت آیت ا... مکارم شیرازی:
تمام فرق صوفیه دارای انحرافاتی هستند وشرکت درفعالیتهای آنان وکمک به اهدافشان جایز نیست.
حضرت آیت ا... تبریزی:
ترویج باطل جائز نیست وهر مسلمانی که بر خلاف آنچه علمای شیعه در رساله های علمیه فرمودند عمل کند باطل است و ترویج و اعانت و شرکت در مجالسی که بر خلاف آنچه علمای شیعه فرمودند تشکیل شود مشروعیت ندارد.
حضرت آیت ا... سیستانی:
اجتناب ازحضور در مجامع آنان ودور کردن مردم از آنها لازم است.
حضرت آیت ا... نوری همدانی:
تصوف باتمام انشعابات خود یکی از مذاهب باطله ومشارکت در ایجاد بناها ومراکز تبلیغی ومحافل انهاحرام است.
"انحرافات صوفیان"
سوال: برخي از مدعيان عرفان با گرايش به صوفيگري اعتقاداتي را ترويج ميكنند كه نهي جوانان از ازدواج مناجات كردن اطرافيان با آنها وطرح مسئله شريعت و طريقت از جمله آنهاست. آيا اين افكار قابل قبول است وشركت در مجالس چنين افرادي چه صورت دارد؟
حضرت آيت ا... خامنه اي:
افكار مذكور صحيح نسيت وترويج باطل جايز نيست.
حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني:
افكار مذكورانحرافيند وشركت در مجالس آنها حرام وترويج باطل است.
حضرت آيت ا...فاضل لنكراني:
خير اين پندارها باطل است وخلاف اسلم ميباشد.لارهبانيه في الاسلام.
حضرت آيت ا...تبريزي:
شركت در مجالس وترويج افكاراهل ضلال وكسانيكه روش وافكار آنان مشكوك است يا متهم هستند جايز نسيت.
حضرت آيت ا...مكارم شيرازي:
اين افكار قابل قبول نيست و شرح آن دركتاب" جلوه حق" نوشته ايم.
"ادعاهاي كذب:"
برخي ادعاي كشف و شهود ميكنند مثلا مي گويند مشغول ذكر بودم كه دو نفربيرون دويدند ويكي ديگري را بر زمين زد و سپس آن دوبه درون من بازگشتند . با امثال اين حكايات وچاپ ونشرآنها افراد را به دور خود جمع ميكنند. تكليف مومنين دربرخورد با اينگونه افراد ناشناخته مدعي عرفان وكشف وشهود چيست؟ وآيا اينگونه اظهارات پذيرفتني است؟
حضرت آيت ا... خامنه اي:
صرف ادعا اعتباري ندارد .
حضرت آيت ا...فاضل لنكراني:
اينها كذب است و بايد با اين افراد برخورد شود.
حضرت آيت ا...نوري همداني:
اينگونه اظهارات پذيرفتني نيست ولازم است كه مومنين از اين افراد دوري كنند.
حضرت آيت ا...سيستاني:
در اين موارد افراد دروغگو زياد هستند و لذا بايد شديدا احتياط كرد.
حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني:
مومنين بايد به اشخاصي كه اطراف آن افراد جمع مي شوند تذكر دهند كه بدون دليل چيزي را باور نكنند.
حضرت آيت ا...مكارم شيرازي:
لازم است آنها را با زبان خوش امربه معروف ونهي از منكر كرد.
حضرت آيت ا...تبريزي:
اين اموربراي ديگران حجت نيست وچنانچه فردي الطاف الهي شامل اوشد سعي دركتمان آن ميكند .
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 16:22 | لینک ثابت |
آهای.اهل عرفان.عرفه داره میاد...
گناهکارها از دست ندن
دوباره همه کسانیکه از رمضان تا به حال مثل من بار گناهشون سنگین شده به هوش باشند که روز عرفه داره میاد
اونهایی که برایشون مهمه معمولا حواسشون جمعه.در روایتی هست که: از امام صادق (ع) روایت شده است :(( هر کس در ماه رمضان امرزیده نشود،امرزیده نگردد تا سال اینده،مگر انکه در عرفه حاضر شود))
چه زیباست دعای عرفه حسین بن علی را که عرفان واقعی شیعه است.پس اگه گناهکارید دعای عرفه رو از دست ندین
به هوش باشییم وغفلت نکنیم.پس همه روز شنبه رو که عرفست از دست ندیم
مطلب زیر که بسیار زیباست از سایت ایرنا اخذ شده است
دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني ?عرف? صبر و شكيبايي و تحمل است. (1)
فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحيمْ
آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.
طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟
ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:
|
خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم |
سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك |
|
جز تو خدايي نيست |
لا الهَ الاّ اَنْتْ |
|
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم |
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي |
|
به گناه خود اعتراف مي كنم |
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي |
|
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني |
اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ |
آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت
حضرت ابراهيم (ع) در عرفات
در صحراي عرفات، جبرئيل، پيك وحي الهي، مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) نيز آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
پيامبر اسلام (ص) در عرفات
و نيز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايي پيامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرين آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر (ص) نازل شد و پيغمبر اين سوره را كه از جامع ترين سوره هاي قرآن است و داراي ميثاق و پيمانهاي متعدد با ملل يهود، مسيحي و مسلمان و علماي آنها مي باشد، و قوانين و احكام كلي اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.
و طبق مشهور ميان محدثان پيامبر (ص) در چنين روزي سخنان تاريخي خود را در اجتماعي عظيم و با شكوه حجاج بيان داشت:
...... اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين نقطه ملاقات نكنم. شما به زودي به سوي خدا باز مي گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي مي شود. من به شما توصيه مي كنم هركس امانتي نزد اوست بايد به صاحبش برگرداند. هان اي مردم بدانيد ربا در آئين اسلام اكيداً حرام است. از پيروي شيطان بپرهيزيد. به شما سفارش مي كنم كه به زنان نيكي كنيد زيرا آنان امانتهاي الهي در دست شما هستند، و با قوانين الهي بر شما حلال شده اند.
......... من در ميان شما دو چيز به يادگار مي گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنيد گمراه نمي شويد، يكي كتاب خدا و ديگري سنت و (عترت) من است.
هر مسلماني با مسلمان ديگر برادر است و همه مسلمانان جهان با يكديگر برادرند و چيزي از اموال مسلمانان بر مسلماني حلال نيست مگر اينكه آنرا به طيب خاطر به دست آورده باشد.....
صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي امام حسين (ع)
حضرت سيدالشهدا، امام حسين (ع) نيز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهي از اصحاب از خيمه هاي خود در صحراي عرفات بيرون آمدند، و روي به دامن ?كوه رحمت? نهادند و در سمت چپ كوه روي به كعبه، همايشي تشكيل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگي بود. اين همايش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگي و تزكيه و خودسازي بود
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه هفتم دی 1385 ساعت 21:14 | لینک ثابت |
شهادت امام محمدباقر علیه السلام تسلیت باد

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه هفتم دی 1385 ساعت 1:56 | لینک ثابت |
صوفیه ودشمنی با عقل
صوفیه وتحقیر عقل
با توجه به اینکه بسیاری از کارهای صوفیه خلاف شرع است بسیاری نیز بر خلاف عقل میباشد
وهیچ گونه توجیه عقلی ندارد
.در همین راستا برای توجیه افعال خود عقل را که یکی از ملاکهای تشخیص حق از باطل است را تحقیر وتضعیف می نمایند تا همه راههای استدلال مخالفین را کور کنند
در واقع آنان با هرگونه استدلال مخالفند وهر چه را هوای نفسشان تقاضا کند عمل وتوجیه می کنند حال چه شرع وعقل موافق آن باشند یا نباشند
نعمت الله ولی میگوید:
زید وعمر وبکر وخالد هر چهار چهار باشند.نزد ما ایشان یکی است
عقل اگر گوید خلاف این سخن حرف او مشنو که ابله مردکی است
خیلی انسان متعجب میشود.اینها از خدا بیشتر میفهمند؟؟؟
خداوند که در قران همیشه دعوتا به تعقل کرده احتمالا روش تصوف را نمی دانسته است
در همین راستا مولوی می گوید:
خیره وسرگشته بیکار کن این خرد پیر همه کاره را
عشق را اندیشه نبود زان که اندیشه عصاست
عقل را باشد عصا یعنی که من اعماستم
(دیوان شمس تبریزی)
در همین راستا صوفیان ساقط شدن شریعت را در مرتبه به اصطلاح حقیقت زوال عقل می دانند
بایزید میگوید:
ما هنگام وصول ؛مسلوب العقل می شویم(تذکره الاولیه ج 1 ص117)
در حالیکه خداوند در قران می فرماید:
ان الشر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون:یعنی بدترین جنبندگان نزد خداوند کران ولالانی هستند که عقل خود را به کار نمی گیرند(سوره یونس آیه 100
ودر جایی دیگر می فرماید:ویجعل الرجس علی الذین لا یعقلون:و(خداوند)پلیدی را بر کسانی قرار داده که تعقل نمی کنند(سوره ملک آیه 10
نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه پنجم دی 1385 ساعت 10:13 | لینک ثابت |
تحریم یواشکی وبلاگ خرقه
پس از اینکه دراویش دیدن نیروهاشون دچار ریزش شدن ودر برخورد با خرقه نتونستند کاری بکنند تا جاییکه حتی آقای تابنده قطب فرقه گنابادیه شخصا وارد میدان شدند تا به نقد ها جواب بدن طبق روال گذشته اعلام به تحریم کردند
اما این بار با تماس تلفنی واعلام رسمی از همه دراویش خواستند که دیگه در این وبلاگ نظر ندن
حتی در برخی مجالس نیز اظهار نگرانی کرده اند
اینبار نیز به اصطلاح دست به تحریم زده اند تا شاید وبلاگ نا کار آمد بشه.
اما خوب میزان بازدید ها و...نشون میده چقدر براشون سخته بیان بخونن ونتونن حرفی بزنن
اما شکر خدا تاثیرات کار هر روز بشتر نمایانه وکم کم رو به زوال میروند
اما خوب.ما همچنان هستیم.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 19:44 | لینک ثابت |
عاقبت عرفان صوفیانه
عاقبت عرفان صوفیانه در عصر ما بسیار غم انگیز است.عرفانی که اسلام از آن سخن می گوید وعرفانی که صوفیان می طلبند چقدر متفاوت است
قرار بود عرفان دردهای بشر را حل کند وبشررا به فنا وقرب الی الله بررساند.
حضرت علی علیه السلام می فرماید:عارف کسی است که خودرا شناخت.سپس نفسش را از آنچه که او را از خدا دور میکند پاک ساخت
اما صوفیان که در مقابل عرفان اهل بیت دکان آراستند سراز چه کارهایی که در نیاوردند
امروزدر بازار مکاره تصوف همه چیز می توان یافت جز خدا.همه وهمه جز خودنمایی وعوام فریبی کاری ندارندبا هم سری به این بازار بزنیم
ببینید به جای خدا شناسی سر ازخوردن مار وچاقو زدن به بدن وسیخ خوردن در آورده اند
برنامه ها مربوط به صوفیان قادریه ونقشبندی است
چاقو زدن شکم

پاره کردن زبان با چاقو

درویش قادری در حال خوردن مار

عبور دادن سیخ از صورت


نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه یکم دی 1385 ساعت 18:8 | لینک ثابت |
یا صاحب الزمان

با همه ی لحن خوش آوایی ام
دربدر کوچه ی تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این غافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان منست
نامه ی تو خط امان منست
ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما ؟
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه یکم دی 1385 ساعت 0:4 | لینک ثابت |

