خرقه پشمینه
منوی وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب

صداي ناله جانسوز زهرا مي رسد
ومادر سادات با دستي شکسته از فرزندان خدا حافظي مي کند ودوران غربت امير عرب آغاز مي شود.
ومزار فاطمه مخفي است چون صداي اعتراض شيعه به دشمنان اسلام است.باشد که فرزندش بيايد وبر قبر گمشده مادر عزا بگيرد.
مولا جان.دلهاي سوخته شيعيانت در تب وتاب است وبغض فروخورده شيعه قرنهاست که در گلوها مانده است.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علي ذالک

دانلود مداحي از محمود کريمي دانلود
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 1:27 | لینک ثابت |
مساله سند مشروعيت فرقه گنابادي؟؟
وبلاگ خرقه در نظر دارد بر خلاف هوچيگريهاي اتباع اين فرقه در مورد مخالفين با نقدهاي مستند مردم شريف را از انحرافات اين فرقه ها آگاه کند.
يکي از مهمترين مسائلي که صوفيان براي اثبات ادعاهاي خود کتابهاي نوشته وتاريخها تحريف کرده اند مساله کرسي نامه وسند مشروعيت اقطاب است.
وبلاگ خرقه با تمام قوا موضوعات جديدي را در اين مورد تهيه نموده که به صورت مستند منتشر مي کند.
قطعا اثبات اين رشته ادعايي قطع شده سخت نيست
اميدوارم صوفيان گنابادي وساير فرقه هاي نعمت اللهي چشمان خود را نبندند وسعي کنند به صورت مستدل پاسخ مطالب را بدهند.
پست بعدي وبلاگ را حتما ملاحظه بفرماييد.
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:40 | لینک ثابت |
ادعاهای اقطاب گنابادی
وقتی جوهره دینی انسان ضعیف باشد ومنیت وخود خواهی صراط انسان گردد باب انحراف گشوده می شود واز این روست که صدها فرقه ومذهب وگروه انحرافی بروز می نماید.
نگاهی به آثار اقطاب گنابادیه نشان می دهد اینان مقامی فوق مقام بشری برای خود قائلند وحتی زیرکانه ادعای امامت می کنند.
در کتاب صالحیه در مورد ولایت نورعلیشاه ثانی قطب دوم فرقه آمده است که:
ولایتی که در تصوف سخن از آن به میان می آیداستمرار همان ولایت الهی است.نورالله است که حضرت آدم در زمانی مظهر ظهور آن بوده وامروزه اقطاب این سلسله مظهر ظهور آنند.از این رو حاج ملاعلی گنابادی سلسله اجازات خود را به حضرت آدم واز ایشان به خداوند می رساند.(صالحیه ص 350)
حال هر خواننده بینا وهشیار وقتی می نگرد می بیند این ادعا جز دعوت به خود نیست.
بعد در جایی دیگر آمده است:
قطبیت خلافت الهیه است واتصال قطب به این مقام نه به حلول واتحاد بلکه به مظهریت است هر لحظه به شکل آن بت عیار در آمد.(صالحیه ص 171)
این مقام آنقدر بالا می رود که محبت قطب باعث از بین رفتن گناهان می شود
ملا سلطان گنابادی در بشاره المومنین ص 24 می نویسد:
همان طور که درخت پیوند خورده تمام میوه هایش شیرین است محبت به قطب هر زمان بیعت با او واتصال قلبی مرید با مراد سبب می شود هر عملی که از مرید سرزند حسنه نوشته شود
حال جای تعجب است که مریدان این فرقه آنقدر غرق تعصب می شوند که حاضر نیستند کمی در اندیشه های این اقطاب تامل کنند تا حداقل از روی آگاهی وبینش پا به عرصه حساب بگذارند
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 22:48 | لینک ثابت |
جعل حديث توسط قطب فرقه گناباديه
صوفيان گنابادي براي مشروعيت بخشيدن به انحرافات خود دست به همه کاري مي زنند.
يکي از اين شگردها جعل حديث ودروغ بستن به حضرت رسول وائمه اطهار صلوات الله عليهم اجمعين است.
قبلا ماجراي جعل حديث در مورد سبيل از سلطانحسين تابنده را در همين وبلاگ شرح دادم واکنون به موردي ديگر اشاره مي کنم
علي تابنده قطب قبلي فرقه در کتاب خورشيد تابنده در جعلي اشکار مي نويسد:
(دررساله شهيديه به نقل از بحار الانوار آمده است که در شب معراج ارض بيدخت به حضرت رسول صل الله عليه وآله به نورانيت مشهود شد)خورشيد تابنده ص ۴۶
اين دروغ در هيچ کجاي بحار الانوار ونه هيچ کتاب روائي شيعه موجود نيست.اينکه شب معراج خداوند زمين بيدخت را به عنوان مکاني نوراني به پيامبر نشان دهد از آن حديثهاي پياز عکه در مکه است که سابقا ابوهريره ها در ساخت آن تبحر زيادي داشته اند.

نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 0:3 | لینک ثابت |
حافظ وشاه نعمت الله ولي
يكي از هنرهاي خوب صوفيان گنابادي برعكس جلوه دادن بسياري از امور است.
بارها ديده ام كه حافظ را با آنهمه نقد بر تصوف صوفي قلمداد كرده اند.
اما نكته مهم اينكه اورا مريد شاه نعمت الله ولي دانسته ويكي از ابيات وي را كه در پاسخ به شعر شاه نعمت الله موسس فرقه نعمت اللهي است را نشانه ارادت حافظ به وي مي دانند.هر چند ادامه شعر را نياورده وسعي كرده اند نشان دهند اين دفاع حافظ از نامبرده است.
نگاهي به آثار حافظ نشان مي دهد بر خلاف اين انديشه حافظ از منتقدان شاه نعمت الله ولي بشمار مي رود.
با هم چند مورد را بررسي مي كنيم:
نعمت الله ولي در شعري ضمن تعريف وتمجيد از خود مي گويد:
ما خاك راه را به نظر كيميا كنيم صد درد را به گوشه چشمي دوا كنيم(ديوان اشعار.ص ۴۳۶)
ودر جواب وي حافظ سرايد:
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند
دردم نهفته به زطبيبان مدعي باشد كه از خزانه غيبم دوا كنند
خوانندگان محترم اگر دقت فرمايند خواهند ديد كه اگر مانند صوفيان فقط بيت اول مي بود دفاع از نظر شاه نعمت الله بود ولي بيت دوم نشان مي دهد كه ضمن تعريض به شاه نعمت الله اورا طبيب مدعي مي داند واميدوار است خدا درد اورا از خزانه غيبش دوا كند.تا اينكه به مدعيان دروغين دردش را بگويد
در جايي ديگر شاه نعمت الله مي گويد:
رندان لاابالي ومستان سرخوشيم هشيار را به مجلس خود كي رها كنيم(زندگي وآثار شاه نعمت الله ص ۱۷۰)
و خواجه شيراز مي سرايد:
چون حسن عاقبت نه برندي وزاهديست آن به كه كار خود به عنايت رها كنند
ابيات ديگري از حافظ در نقد اين گونه ادعاها خصوصا نقد خرقه وخرقه داري است كه فقط يك بيت آنرا اشاره مي نمايم كه تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل:
حافظ مي سرايد:
خيز تا خرقه صوفي به خرابات بريم شطح وطامات به بازار خرافات بريم
يا حق
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 23:53 | لینک ثابت |
افشاگریهای خرقه
در پی اهانتهای مکرر سایتها ووبلاگهای فرقه گنابادی به مراجع عظام.اساتید حوزه وبرخی مسئولین نظام وبلاگ خرقه قصد دارد چهره واقعی برخی از این افراد ونفوذیهای گنابادی در دستگاههای مختلف را افشا کند.
هر چند قصد نداشتم بسیاری از این مطالب را منتشر کنم اما حال که دوستان گنابادی تمایل دارند این قسمت از جنگ فرهنگی آغاز می شود.
منتظر اسناد.فیلمها وعکسهای ما باشید.
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 14:57 | لینک ثابت |
چند مساله
اول اينكه دوستان زيادي از طريق ايميل سئوالات مختلفي ارسال ميكنند.از اينكه نميتونم به همه سئوالات جواب بدهم عذر مي خوام چون هم وقت ميگيره وهم تعداد زيادي از اونها رو قبلا جواب داده ام.
اما جواب چند سئوال:
۱-خانم بتول از دراويش بهشهر سئوالي در مورد ديدگاه ائمه در مورد تصوف كرده اند.موارد به ايميلتان ارسال شد.در ضمن در آرشيو وبلاگ ودر قسمت لينكهاي سمت چپ روايات با ذكر سند آورده شده است.
۲-فرهاد از كانادا نوشته است :من قبلا درويش گنابادي بوده ام اما بعدها به دليل آشنايي با يكي از روحانيوني كه در ايام رمضان از سوي رايزني فرنگي ايران به تورنتو مي آمد متوجه انحراف مسير شده وبا خواهرم از اين فرقه جدا شديم.در ادامه نامه طولاني خود نوشته است:يكي از چيزهايي كه مرا به اينها بدبين نمود ومتوجه تهي بودن افكار آنها شدم موضوع ترك عبادات بويژه نماز توسط دراويش اينجاست.
متاسفانه بيشتر همسران ودختران دراويش خارج كشور بدون حجاب هستند.
۳-مرتضي رسولي از ابهر نوشته اند:براي شما تاسف مي خورم كه بدون انديشه واز روي غرض به اين سلسله اهانت مي كنيد.خوارج از شما بهتر بودند
جواب:خدمت شما برادر گرامي عرض كنم نوشته هاي بنده عمدتا نقدهاي مستند به آثار سران فرقه است كه به جاي پاسخ به مدارك واسناد ارائه شده معمولا با فحاشي به بنده پاسخ ميدهند.شما ميتوانيد سايتها ووبلاگهاي فرقه تان را بخوانيد وببينيد هر روز مسئوليت ولقبي جديد براي من معرفي مي نمايند.
فرماندهي سپاه صابرين؟.حجت الاسلام حميد رضا باراني.حجت الاسلام جواد محرابي.محمد تقي واحدي.مسئوليت دفتر آيت الله صافي گلپايگاني.معاون سعيد امامي و...القاب وسمتهاييست كه تا كنون از سوي طرفداران فرقه شما به بنده نسبت داده شده است كه نشانه عمق ضعف تشكيلات شما در جبهه اعتقادي مي باشد.
بنده به شما وساير همفكرانتان توصيه مي كنم به جاي تبليغ عليه مخالفين وفحاشي وشايعه پراكني حد اقل با دليل شبهات مخالفين را پاسخ مستند بدهيد تا اينگونه مجبور به فحاشي نشويد.
تعداد زيادي از كسانيكه مخالف فرقه شما شده اند كساني هستند كه فحاشيهاي شما ودوستانتان را ديده اند ومتوجه شده اند مساله فرقه شما موضوع عرفان نيست بلكه تشكيلاتي است كه براي حفظ بقاي خود دست به همه كاري مي زند.
حد اقل اين فرموده امير مومنان را نصب العين خود قرار دهيد كه:انظر الي ماقال ولاتنظر الي من قال
كه به گفته نگاه كنيد نه به گوينده آن
يا حق
نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 23:32 | لینک ثابت |
تهيه کتابهاي نقد تصوف
دوستاني که تمايل دارند کتابهاي نقد تصوف را تهيه فرمايند مي توانند به نمايشگاه بين المللي کتاب سالن نوزده غرفه ۳۳ مراجعه نمايند.
اسامي تعدادي از کتب جديد ارائه شده در نمايشگاه
۱-رويشگاه تصوف
۲-فرقه اويسيه
۳-نگرشي ديگر بر تصوف
۴فرقه صوفيان
۵-معروف کرخي ناموس تصوف
۶.سرچشمه هاي تصوف
ووو
در ضمن ساير کتب نقد تصوف مانند در کوي صوفيان نيز را مي توانيد در همين آدرس تهيه نماييد.
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 1:7 | لینک ثابت |
دلايل جذب جوانان به فرقه ها
بسياري اين سئوال را مي پرسند که چرا عده اي با وجود اينکه راه بسيار روشن است به بيراهه رفته اند.
وسئوال مهمتر چرا بعدا حاضر به بازگشت نيستند وحق را نمي پذيرند.
وجه اشتراک بسياري از اينها اعم از صوفي وبهائي ومسيحي و ...اين است که احساسات وعواطف جانشين عقل شده است.
بيشتر فرقه ها اين احساسات رادامن زده وسعي ميکنند جوان را به سمت دل گرايي وباطني گري برده تا چراغ تعقل هميشه خاموش بماند.
اما اين احساسات چگونه تحريک مي شود:
عمده نيروهايي که توسط فرقه ها جذب مي شوند آسيب ديده هاي اجتماعي هستند.اين آسيب ديده ها عمدتا کساني هستند که به نوعي دچار فشار روحي و يا سرخوردگي اجتماعي شده اند.
موارد متعددي از اين افراد را که ديده ام که جذب شده اند به يکي از دلائل زير بوده است:
۱-ضعف مباني ديني وسرخوردگي عقيدتي
۲-مشکلات اجتماعي مانند طلاق.درگيري با خانواده ويا حتي مشکلات درسي واعتياد
۳-مشکلات جنسي وتلاش براي فرار از قيود ديني رسيدن به مقصود
۴-مشکلات اقتصادي
۵-نداشتن ثبات شخصيتي ودنباله رو بودن در تمام امور زندگي
و....
هر کدام از اين امور نيازمند بررسي است اما در همه آنها عدم توجه به عقل مهمترين شاخصه است وبا اندکي محبت عقل کور شده واحساس جايگزين آن مي شود.
در بحثهاي بعدي انشا الله بيشتر وارد اين مقوله مهم خواهم شد.
ادامه دارد....
نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:14 | لینک ثابت |
این پست اصلاح شد
این عکس توسط یکی از دراویش گنابادی ارسال شده ودر آن رضا تابنده فرزند محبوبعلیشاه را در خارج از کشور به همراه رحمت الله وفرزندان دو تن دیگر از دراویش نشان می دهد.
وبلاگ خرقه با شجاعت این اشتباه خود را می پذیرد که اشتباها دو نفر دیگر با فرذزندان جواد نوربخش اتباه گرفته شده اند.
اما یک مساله:
ای کاش دراویش گنابادی نیز اینقدر شجاعت داشتند وبه انحرافاتی که قبلا دیدید از جمله سجده به قطب وپابوسی قطب از روی کفش وانحراف در برخی مسائل عقیدتی که قبلا ذکر شد اعتراف می کردند.

نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:36 | لینک ثابت |
فرقه نعمت اللهي 5
فرستادگان شاه عليرضا دکني نتوانستند موقعيت زيادي در ايران بدست آورند تا اينکه در زمان قاجاريه وشکست ايران از روسيه تزاري معاهده ترکن چاي تصويب شد واز اينجا ايران رو به ضعف جدي نهاد وباعث شد که مجددا صوفيان احيا شوند.
صوفيان توانستند به عباس ميرزاي وليعهد نزديک شده ونهايتا دو تن از ايشان به نام صدرالممالک اردبيلي وميرزاي آغاسي که هردو نعمت اللهي بودند به حکم وي مسئول تربيت فرزند وي محمد شاه شدند.
بعدها نيز اينان توانستند تا ولايتعهدي بروند وميرزاي آغاسي صوفي نعمت اللهي توانست ضمن گسترش تصوف خيانتهايي به ايران بنمايد که هيچگاه از حافظه تاريخ نمي رود.
انقطاع از هند
با اينکه صوفيان نعمت اللهي معتقدند فرقه هاي آنان مشکل انقطاع ندارند اما تاريخ شهادت ميدهد بارها اين انقطاع حاصل شده است.يکي از اين موارد بدست شاه طاهر ومعصومعليشاه دکني اتفاق افتاد.
فرستادگان هند با اينکه شيخ سيار بودند بدون اختيار اقدام به نصب شيخ وبعدها قطب نموده وعملا از قيوميت هند خارج شدند ونورعليشاه اصفهاني به قطبيت رسيد(تاريخ سلسله هاي نعمت اللهي ايران ص ۲۲)
با توجه به اينکه در زمان حيات شاه عليرضا دکني اين انقطاع حاصل شده بود فرقه نعمت اللهي در ايران را مي توان فرقه اي جديد ناميد که امروزه از تاريخ حيات آن چيزي بيش از ۲۰۰ سال نمي گذرد.
اين اشکال آنقدر بزرگ بود که علي تابنده مشهور به محبوبعليشاه قطب قبلي فرقه براي حل اين مشکل ادعايي مي نمايند که اين ادعا هر چند سند ندارد ولي کاررا خراب تر مي کند.
وي مي نويسد:هنگاميکه جناب حسين عليشاه اصفهاني به جانشيني رسيدند اجازه شان به تاييد جناب شاه عليرضا دکني که در قيد حيات بودند رسيد.(خورشيد تابنده ص۴۷)
به هر حال معمولا صوفيان نعمت اللهي امروز حتي حاضر نيستند اين اوراق تاريخ را مطالعه کنند وببينند که چه بوده وبراي آنها چه گفته اند
ادامه دارد
نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 20:51 | لینک ثابت |


