تبليغاتX
خرقه پشمینه

خرقه پشمینه

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

>

پاسخ به اظهارات یک دوست
یکی از مراجعه کنندگام وبلاگ در کامنتی مسائلی را مطرح نموده اند که می خوانیم:

با عرض سلام و خسته نباشید
یک سوال درباره ی پاراگراف دوم پست جنابعالی داشتم:
منظور شما از کوئیلو,همان پائولو کوئیلوست؟
اگر چنین است میخواستم ربط آنرا با موضوع پستتان بدانم و بدانم که بر کدام مبنا این فرد را شیطان صفت بیان میکنید؟
و در ضمن مگر در قرآن مجید صریحا ذکر نگردیده است که بد نام کردن کسی در صورت کذب بودن آن از گناهان کبیره است؟
و همچنین میخواستم بدانم که معیار جنابعالی برای شیطان صفت بودن افراد چیست؟
که به این راحتی از این واژه استفاده میکنید؟
و در پایان خواهش دارم که اندکی هم به عاقبت کار خویش بیندیشید

جواب:

در مورد پائلو کوئیلو وشخصیت وانحرافات وی در مطلبی قبلا در اسفند ماه ۸۶ بحث نموده ام که می توانید به آرشیو وبلاگ مراجعه نمایید.

در مورد بد نام کردن کسی در صورت کذب بودن شما اول باید کذب بودن اظهارات بنده را بیان کنید تا بعد بحث نماییم که ملاک ومعیار چیست؟

در مورد شیطان صفت بودن افراد نیز ملاکهایی در قران وروایات بیان شده است؟

در آیه الکرسی والذین کفرو اولیائهم الطاغوت برخی مصادیق اشاره شده است ویا در مورد حزب شیطان در برخی آیات وروایات آمده است.

در مورد کسانیکه مردم را گمراه می کنند وفرقه سازی می کنند موضوع شیطان صفتی مصداقی بارز است چون شیطان نیز عهد کرد که انسان را گمراه کند الا عباد خالص خداوند را.

به هر حال گمان کنم به آیات اول سوره بقره یا برذخی روایات در مورد شیطان مراجعه بفرمایید به خوبی مساله برایتان روشن می شود

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 8:42 | لینک ثابت |


به کجا چنين شتابان؟

ودر  این وانفسای عالم غربت زده ودور از معنویت جوانانی به دنبال عشق ومعرفت در حیرتند وگرگان انسان نما در کمین.

مقوله عرفان امروز بازیچه دست دو گروه صوفیان ولایت گم کرده ومدعیان عرفان نوپدید گشته است.

یک گروه از گم شدگانی چون حسن بصری،جنید بغدادی،حلاج،وکورلدلانی که نتوانستند نور ولایت علی علیه السلام را ببینند تبعیت میکنند وگروه دیگر دست به دامن اشو وشیطان صفتانی دیگر همچون کوئیلو شده اند.

در این غربتکده ظلمانی عالم هنوز پولاد مردانی از جنس جوانان ایرانی هستند که با قلوبی آهنین از همه تنگناها گذشته اند وسر به اهریمن نسپرده اند.

به دنبال عرفان در کدام بزم ریاکارانه اید؟

چرا راه را گم کرده اید وبه بیراهه زده اید.اگر شب نشینی ملکوت می خواهید مگر صدای ناله علی ابن ابیطالب در نیمه شبهای مسجد کوفه را نمی شنوید که می فرماید:

مولای یا مولای انت المولا وانالعبد وهل یرحم العید الا المولی واگر به دنبال سجاده نشینی وذکرید مگر سوز مناجات عارفانه علی ابن الحسین در مناجات العارفین به گوشتان نمی رسد.

اگر محتاج شناختید سری به جبل الرحمه بزنید تا فریاد عرفه قربانی عشق را بشنوید که در مسلخ عرفان دار وندارش را داد.

اگر قلبتان زنگار زده ودلتان برای ولی خدا تنگ شده هنوز حرم سبز علی ابن موسی الرضا پذیرای دلهای عاشقانی است که در غبار زندگی گم شده اند.

به دنبال که هستید.

می خواهید چشمتان به خوبیها روشن شود کجا بهتر از ندبه های جمعه وکجا صمیمی تر از جمکران.

در حیرتم که صدای یاری حسین ابن علی امروز از گلوی فرزند غائبش به گوش می رسد وهنوز دلهای خفته ما به دنبال غنیمتهای دنیاست.

پس چه شد اینهمه ادعا واین همه مدعی.

الهی.با همه گناهمان باز بنده ایم ومحتاج ترحمت.

سیدی.من جز علی واولاد علی را نمی خواهم پس مرا از درب خانه این جانشینان برحقت به در خانه مدعیان بی معرفت حواله مفرما.

یا حق


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 11:45 | لینک ثابت |


پاسخ به يک دوست
يکي از دوستان نسبت به استفاده از مطالب وبلاگ سئوالي فرموده بودند؟

بايد عرض کنم که استفاده از مطالب وبلاگ بلا مانع است.حتي بدون ذکر نام.

هر چند چون ممکن است دراويش سوء استفاده نمايند ومطالب دروغ را با نام وبلاگ بنده در وبلاگهايشان ثبت کنند لذا اگر با ذکر نام باشد بهتر است.

در مورد سئوال دوست ديگري درباره ارسال اطلاعات فرقه هاي مختلف صوفيه براي ايشان بايد عرض کنم که در مورد همه فرقه هاي صوفيه در اين ۳ ساله در وبلاگ به صورت مفصل بحث شده ومي توانيد با مراجعه به آرشيو وبلاگ از آنها استفاده نماييد.

در مورد تخريب به اصطلاح مزنل يکي از دراويش در چرمهين اصفهان نيز سئوالاتي شده بود که بايد عرض کنم که شيوه فرقه گنابادي بر گسترش اماکن اين فرقه بدون اخذ مجوز لازم از شهرداري ومراکز ديگر است وچون خود را يک اقليت حساب مي کنند بدون رعايت قانون دست به گسترش اماکن خود مي زنند تا بتوانند براي تبليغات فرقه اي از آن استفاده نمايند.

محل مورد نظر نيز آن قسمت از منزل نامبرده بود که بدون مجوز قانوني براي تشکيل جلسات فرقه گسترش يافته بود که کميسيون ماده صد آنرا تخريب نمود.

به هر حال سران اين فرقه گمان مي کنند در اين اوضاع پرونده هسته اي بهترين شيوه براي گرفتن امتياز از جمهوري اسلامي همين اعمال است تا يا بتوانند بدون مزاحمت به گسترش فعاليتها بپردازند ويا حد اقل در صورت برخورد بهانه اي براي محکوميت نظام اسلامي در مجامع حقوق بشري داشته باشند ولي :

ومکرو ومکرو الله والله خير الماکرين


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 11:22 | لینک ثابت |


ستاره بریزید آمد ماه عالمین

میلاد مسعود نور عالم،فخر زمان وزمین ابن الرضا ،جواد الائمه علیه السلام بر همه مومنین مبارکباد


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 12:22 | لینک ثابت |


شيخيگري،بابيگري بهائي گري وصوفيگري

جريان نفاق تصوف نه تنها خود زمينه ساز انحرافات زيادي در بين امت اسلامي وتفرقه مسلمين شد بلکه علاوه بر هزاران شاخه وشعبه گوناگون آن منشا وزمينه ساز فرقه هاي منحرف ديگر بود.

از نکات جالب به دست آمده تاريخي مشخص شده است که شيخ احمد احسائي موسس فرقه شيخيه که بعدها بابيت وبهائيت از آن سر بيرون آورد از صوفيان ذهبي بوده است.(بابي گري وبهائي گري ص ۳۴)ارتباطات وي با مشايخ فرقه ذهبيه او را واداشت کم کم اصل قبول ولايت قطب در تصوف را به رکن رابع تغيير دهد که بعدها توسط شاگرد او سيد کاظم رشتي ادامه يافت.

علي محمد باب موسس بابيت نيز در ابتداي جواني در شيراز تصوف را آموخت ووقتي به بوشهر رفت رسما رياضتهاي صوفيه را آغاز نمود.

زعیم الدوله در کتاب مفتاح باب الابواب ص ۱۱۲ مي نويسد:اورا به بوشهر فرستادند تا بيست سالگي نزد دائي خود بود ودر اين ايام به رياضت وکارهاي روحي مپرداخت وبه تسخير ستارگان وکواکب اشتغال داشت به بام کاروان سراي حاج عبد الله که حجره دائيش بود مي رفت وسر برهنه تا عصر مي ايستاد واورادي مي خواندودر نتيجه ناله هاي شديدي بر او غلبه کرد وقواي جسمي او ضعيف شد ونصايح دائي او هيچ اثري نداشت

همين رياضتها ومشي صوفيانه باعث شد که مدعي امامت وبعد نبوت شد.آيتي در کتاب الکواکب الدريه ص ۷۹مي نويسد:بابا علنا در کنار کعبه ادعاي خود را اعلام کرد وگفت:انالقائم الذي تنتظرون(من همان قائمي هستم که منتظر او هستيد)

اتفاقا ميرزا حسينعلي بها موسس بهائيت نيز صوفي بود.علاوه بر مدارکي که امثال اسماعيل رائين ومروم محمدي اشتهاردي ارائه کرده اند آثار ونوشته جات وي مملو از انديشه هاي صوفيانه هست.حتي عکسهايي که اوايل کار گرفته با قيافه وهيات درويشي مي باشد.

وي پس از تبعيد به عراق نير به کردستان عراق رفته ودر آنجا نزد شيخ عبد الرحمن عارف قطب وقت قادريه شاگردي کرده است.

تجسم صورت مرشد در عبادت ومساله جدايي دين از سياست از اشتراکات مهم اين جريانهاي نفاق مي باشد.

به هر حال امروزه اين فرقه ها هر کدام با توجه به قابليت خود حربه اي از سوي استکبار براي مقابله وشکست تشيع بويژه انقلاب اسلامي ايران مي باشند ومتوليان ومردم بايد مراقب اين انحرافات خطرناک باشند.

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 12:54 | لینک ثابت |


تجلي هزارو دويست سال نفاق تصوف در کجکول

قدیم وقتی می گفتند مهمترین جریان نفاق بعد از سقیفه تصوف است شاید برای عده ای سخت بود.

اما امروزه وقتی به برخی سایتها ووبلاگهای دراویش گنابادی نگاه می کنید متوجه می شوید روی امثال عبد الله ابی ها را سفید کرده اند.

نمونه روشن آن وبلاگ فحاش کجکول از عناصر تنروی فرقه گنابادی است که از شدت ناراحتی هر روز تغییر رنگ می دهد ونمیدانند چه بنویسد.

دوستان اگر به آرشیو این وبلاگ نگاهی بی اندازند خواهند دید که مطالب زیادی علیه نظام.انقلاب مرجعیت ومسئولین نظام جمهوری اسلامی دارد.

فحاشیها وبی ادبیهای این صوفی گنابادی به بزرگان خارج از اندازه است اما....

یکباره این صوفی مزدور تغییر رنگ می دهد وشروع می کند نامه هایی با عناوین مختلف جعل کردن ودر وبلاگ خود منتشر می نماید.

خاطره صدر اسلام با دیدن امثال این گروه به راحتی به تصویر کشیده می شود کسانیکه وقتی سراغ مومنین می آمدند می گفتند آمنا ولی وقتی سراغ اربابان  شیطان خود می رفتند می گفتندواِذَا خَلَوْاْ اِلَی شَیَاطِینِهِمْ قَالُواْ اِنَّا مَعَکْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِوُونَ.(بقره ایه 14)

این صوفی فحاش در حالیکه در پست های متعدد به آیت الله العظمی مکارم شیرازی بدترین اهانتها را می کند در چهره جدید خود( که ماموریت جدید فرقه یعنی همنوایی ظاهری با نظام برای نفوذ در مسئولین است) یکباره رنگ عوض کرده وبا نامه هایی جعلی به مراجع بویژه آیت الله العظمی مکارم شیرازی خود را طرفدار مرجعیت ونظام نشان می دهد ولی زهی خیال باطل.

خود خداوند در وصف امثال این منافقین می فرماید:

اللّهُ یَسْتَهْزِیءُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿15﴾ اُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَی فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِینَ

حال فقط محض اطلاع خوانندگان گرامی وبرای اینکه چهره جریان نفاق به خوبی روشن شود قسمتی ازنوشته های قدیمی این صوفی منافق را برایتان می گذارم تا خود با نوشته های جدیدش تطبیق دهید.

هر چند می دانم دوباره عربده می کشد وبه این وآن فحش می دهد ولی به فرموده قران:قل موتوابغیظکم

وی در مطالب متعدد ازمرجع بزرگوار تقلید به عنوان سلطان شکرخاورمیانه یاد می کند حال چه شد که توبه کرده خدا می داند.

اين در حاليست که اين عنصر نامطلوب در حمايت ارز سروش که مشي دوستان وي پشت پرده فصلنامه ه.آ. موسسه ...است نيز مطالبي عليه قران دارد.

http://kajkool.blogspot.com/2008/02/blog-post_18.html

 

http://kajkool.blogspot.com/2007/12/blog-post_8822.html

دوستان مي توانند بقيه آرشيو وي را نيز نگاه کنند تا به صورت کارگاهي با اين نمونه جوجه منافق آشنا شوند.

در صورتي که وي پستها را حذف نمايد تمامي پستهاي اين وبلاگ با عکس آن موجود است وبرايتان مي گذارم.

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 23:56 | لینک ثابت |


سر منشا حمله به آيت الله مکارم شيرازي

 

چنديست مجددا عناصر جبهه نفاق سير حملات خود را عليه مرجع انقلابي وهوشيار حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي آغاز کرده اند.

شايد يادمان نرفته است که چند ماه پيش نويسنده مزدور وبلاگ کجکول(از صوفيان گنابادي وعناصر وابسته به يکي از موسسات منحرف صوفي پرور قم)در مطلبي ضمن حمله تند به اين مرجع بزرگوار ايشان را سلطان شکر ناميد واهانتهاي زيادي عليه ايشان روا داشت.

چندي پيش نيز اتفاقا صوفيان ذهبيه دزوف که در زد وبند هاي مالي وفساد اقتصادي شهره اند در اقدامي خيانت بار شبنامه اي عليه اين مرجع تقليد توزيع کرده وايشان را سلطان شکر ناميدند.

دليل اين حملات چيست؟

حملات به ايشان از سوي دو طيف رهبري مي شود.

يکي دراويش مزدور و قلم به دستان مزد بگير آنها وديگري عناصر سکولاري که وجود مرجعيت را زنگ خطري براي حضور نامشروع خود در قم مي بينند.

اين عناصر که عمئتا وابسته به طيف فکري کديور وميبدي هستند وبرخي از آنها در موسسه ا.م. قلم فرسايي مي کنند از حضور مرجعيت وحمايتهاي ايشان از دولت نگرانند.

صوفيان نيز که هميشه از موضع گيريهاي فقهي وهوشيارانه ايشان عليه نفاق ناراحتند حملات زيادي عليه ايشان ترتيب داده اند.

به هر حال ايشان حق بزرگي به گردن حوزه هاي علميه وانقلاب دارند ويقينا طلاب انقلابي ومتعهد به عناصر نفاق ومزدوران آمريکا بيش از اين اجازه اهانت به ايشان را نخواهند داد.


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 23:50 | لینک ثابت |


مدعيان دروغين از ديدگاه شهيد آويني
سيد شهيدان اهل قلم در مطلبي زيبا دست همه مدعيان دروغين عرفان از صوفيان گرفته تا ساير مدعيان را رو ميکند

بخوانيد:

برای عرفان حقیقی که اولیای حق هستند، و اصحاب هدایت یافته آنان، بسیار غریب است که در این روزگار لفظ «عرفان» و صفت«عرفانی»، نه تنها بدون تناسب با معانی حقیقی آنها استعمال می شوند، که اصلا اطلاق این الفاظ اصطلاحا بر اموری است که صراحتا با کفر و بی دینی و الحاد ملازمند. به راستی در میان این جماعت کسی نیست که حتی معنای عرفان را در فرهنگ لغات دیده باشد؟ و یا آنکه این جماعت از شدت عرفان (!) به معنای بلندی دست یافته اند که عقل عرفای حقیقی بدان نمی رسد؟ اگر وضع اولیهً لفظ عرفان برای دلالت بر معنای معرفت حق است، پس چه رخ داده که این لفظ در روزگار ما با هر کفر و شرک و الحادی جمع می شود جز معرفت حق؟و این مجامع هنری لفظ عرفان را با معنای حقیقی آن به کار برد، باید یقه اش را گرفت و پرسید: « مگر تو از پشت کوه آمده ای که نمی دانی دیگر سال های سال است که کسی لفظ عرفان را با این معنی به کار نمی برد؟ »
به راستی این کدام عرفان است که خروش سازهای سنتی را بدان نسبت می دهند؟ این کدام عرفان است که فقط با خرامیدنی کبک وار و غمزه های بصری (!) و کرشمه های روشنفکر مآبانه و مختصری ریای خالصانه (!) می توان به آن دست یافت، هر چند آدم شب را تا سحر، نه در محراب عبادت، که پای بساط دود و دم و پیاله های پی در پی بگذراند و کپه مرگ را هنگامی بگذارد که خروس ها سبّوحٌ قدّوس می گویند و بعد هم تا لنگ ظهر مثل دیو خرناسه بکشد
وچه می گویم؟ این کدام عرفان است که نه تنها با کفر و شرک و الحاد جمع می شود که اصلا با اعتقاد به خداوند و معاد باطل می گردد؟
این روزگار اصلاً روزگار وارونگی انسان هاست و به مقتضای این وارونگی، نه عجب اگر کلمات هم وارونه شوند و اصطلاحاً بر مفاهیمی دلالت کنند که متضاد و متناقض با معانی حقیقی آنهاست! لفظ عرفان را هم مثل بسیاری دیگر از الفاظ – علم، آزادی، عقل، سیاست و - از معنا تهی کردند و در پوسته ظاهری آن هر آنچه خواستند ریختند و کسی هم نتوانست دم بر آورد و چیزی نگذشت که دیدیم دجّال به لباس حق در آمد و سامری خود را در پسِ نقاب موسی پنهان داشت و عرفان با جنون و فساد و فتنه شیطانی جمع شد. و البته دامن کبریای حق از این گَردها مبرا بود و عرفانی حقیقی در تنهایی و تاریکیِ حجره ها معارج سلوک را با قدم صدق پیمودند و بار دیگر روح خدا از شمس وجود یک عارف راستین تجلی یافت و بساط فرعون را در هم پیچید و نقاب از چهره سامری باز گرفت وانعکاس اشعه نورش در آینه فطرت های پاک، آسمان دنیا را ستاره باران کرد و در مصاف با شیطان، جبهه های جهاد فی سبیل الله، مَجلای تلألوانسان هایی شد که آبروی عرفان را باز خریدند و شأن حقیقیش را بدان باز گرداندند. عرفای دروغین به سوراخ های دود آکنده خویش خزیدند و میدان را به اهلش واگذاشتند و دیگر در طول هشت سال جنگ سخنی از آنان و دروغ بافی ها و شعبده پرددازی ها یشان در میان نیامد.
اما چه شد که هنوز خون قربانی بر مسلخ قطعنامه 598 نخشکیده، بار دیگر خروش عارفانه نی عرفان هندی (!) به صدا در آمد و مارهای هفت رنگ سر از هفت سوراخِ سبدهای ده ساله در آوردند و خمیازه کشان صحنه های تئاتر و شعر و ادبیات ژورنالیستی را از رقص های عارفانه انباشتند؟ چه شد که هنوز بسیجی های عارف از جبهه های عشق باز نگشته و جام زهر از گلوی نازنین آن زین العرفا پایین نرفته، بار دیگر لفظ عرفان به همان معنای فراموش شده خویش بازگشت و یک بار دیگر درِ باغ عرفان دروغین به روی عقده های تل انبار شده باز شد و؟

منبع:http://pasokhbesufi.blogfa.com/

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 15:57 | لینک ثابت |


درخواست حزب الله کرج براي تعطيلي خانقاه فرقه گنابادي
در پي تحرکات اخير صوفيان گنابادي در شهر کرج تعدادي از امت حزب الله کرج در اقدامي انقلابي اقدام به پيگيري حقوقي اين مطلب نموده اند.

اين افراد از مسئولان مربوطه تقاضاي پلمپ اين مرکز نفاق را نموده اند.

گزارشها حاکي است که عده اي از صوفيان با اجير کردن برخي اراذل واوباش فرقه همساگيان خانقاه نفاق را مجبور به فروش زير قيمت منزل نموده اند که بعدها به طور غير قانوني وبدون مجوز اين لانه شيطان گسترش يافت.

در همين رابطه عکسها وفيلمهايي از انحرافات شيخ اين فرقه در کرج(يوسف مرداني) به مسئولين مربوطه ارسال شده است.

لازم به ذکر است در پي افشاگري امت حزب الله کرج در سال گذشته وپخش فيلم دست بوسي يوسف مرداني با زنان صوفي عده اي از دراويش همسران ودخترانشان را از شرکت در جلسات فرقه منع نموده اند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 0:32 | لینک ثابت |


کجکول،جواد محرابي ومرکز اديان
شايد برخي از دوستان خواننده وبلاگ حملات صوفيان گنابادي ومزدوران آنها را به وبلاگ خرقه ديده باشند.

شايعات وتحليل هاي عجيب وغريب وحملات روز افزون به خرقه نشانگر عمق تاثير گزاري اين وبلاگ است به طوري که در يکي از مجالس گناباديها يکي از صوفيان گنابادي پس از گپي دوستانه گفت:اين خرقه پشمينه اعصاب همه فقرا را خراب کرده است وگاهي وقتها مطالبي مي نويسد که من هم در مورد سلسله به شک مي افتم.

اما چه شد که سير حملات از صابر قدسي به جواد محرابي تغيير رويه داد وچه شد که مسئول همه ضعف هاي فرقه ونقدها عليه صوفيه وي شمرده شد.

اصلا چه شد که يکباره تمام گناهان عالم گردن اين استاد حوزه افتاد وچه شد که گناهاني همچون قتل حلاج،صدور روايات از ائمه عليه تصوف ومخالفت علماي شيعه با صوفيان منحرف پاي وي نوشته شد.

اما شرح ماجرا:

پس از اينکه عده اي از طلاب واساتيد حوزه قم نسبت به نفوذ عناصر ضد انقلاب وصوفي به مرکز مطالعات اديان ومذاهب به تذکر دادند(کما اينکه قبلا مراجع بزرگواري همچون آيت الله وحيد خراساني ومکارم شيرازي نسبت به برخي مشکلات اين موسسه وفصلنامه هفت آسمان اظهار نگراني کرده بودند)وبلاگ کجکول که وابسته به دراويش وبرخي نفوذيهاي اين مرکز است به گمان اينکه صابر قدسي وهمه منتقدان تصوف همان جواد محرابي هستند سير حملات خود را به اين استاد حوزه شروع کردند.

عمده مطالب از سوي آقاي ش.ي از روشنفکران اين موسسه هدايت مي شد وحتي در برخي موارد وبلاگ مدکور از اين موسسه به روز مي گرديد.

نهايتا پس از اهانتهاي کجکول عده اي از شاگردان حجت الاسلام محرابي در اقدامي انقلابي شروع به تحقيقات جامعي در مورد مشکلات اين مرکز نمودند ومدارک بسيار قابل توجهي را جمع نموده که قرار است به زودي در اختيار شوراي مديريت حوزه قم ،جامعه مدرسين،مراجع بزرگوار وطلاب انقلابي قرار گيرد.

نفوذ برخي از شاگردان فکري کديور وفاضل ميبيدي،نفوذ برخي از عناصر فرقه صوفي گنابادي،ونفوذ برخي از عناصر مشارکت در اين موسسه از جمله اين اطلاعات است که تا کنون برخي از آنها به بنده اطلاع داده شده است.

تبليغ برخي جريانهاي فکري مخالف شيعه،تضعيف برخي روايات وزيارات وادعيه و..نيز در اين مجموعه بسيار مستند وقوي آمده است.

به هر حال وبلاگ کجکول وحاميان صوفي ومرکز ادياني وي هنوز نمي دانند گرداننده خرقه کسيت ويقينا روزي شاخ در خواهند آورد.

به هر حال وبلاگ خرقه از جناب حجت الاسلام محرابي بخاطر کشيدن بار گناه صابر قدسي تشکر ميکند وبه حماقت مخالفين ميخندد.

شايد اگر کجکول نبود هيچ وقت روابط مرکز اديان با صوفيها اينقدر مورد سئوال قرار نميگرفت واين جزوه آماده نمي شد

به قول معروف عدو شود سبب خير گر خدا خواهد.

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 1:39 | لینک ثابت |


مي خونن فرشته هاي آسمون
و او احسن الخالقين است چون فاطمه را آفريد.

امروز عرشيان بر کنگره هاي عرش نداي انا اعطيناک الکوثر سر مي دهند وبهشتيان گروه گروه به تهنيت رسول مي آيند.

عرش خدا امروز آذين بندي شده است.امروز مادري ودختري به دنيا آمد که نمونه واسوه است.

حبيبه خداوندي وعصمت الله الکبري تصوير تمام خوبيهاي عالم است ومصداق کامل انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيراست.

چه نشسته ايد که روز شادي وشادماني است وبشر بايد بر خود ببالد که زمين چند صباحي ميهمان فاطمه بوده است.

ميلاد مسعود سيده کائنات وام الائمه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها،روز زن و روز مادر مبارکباد.

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 1:0 | لینک ثابت |


خبر مهم
خبر هاي رسيده از دزفول حاکيست اخيرا برخي از سران فرقه ذهبيه در دزفول( از جمله عصاريان قطب صامت وجانشين آينده گنجويان )در سفري به مکه تحت پوشش حج با چند نفر از فرستادگان وگردانندگان فرقه که از انگلستان آمده بودند ديدار داشته اند.

گزارشها حاکي است که اين گروه در مکه چند روز برنامه داشته اند واز کاروان زوار جدا شده ودر برنامه هاي حج نيز ديده نشده اند.

اخيرا با توجه به فضاي جديدي که غرب عليه ايران بوجود آورده است،سرويسهاي جاسوسي کشورهاي استعمارگر نيروهاي نفوذي وخراب کار خود را فعال نموده اند.

از جمله اين گروهها فرقه هاي مختلف اعم از وهابيون،بهائيت وصوفيه هستند.

اميدوارم مسئولين محترم نظام جمهوري اسلامي با اين افراد معاند برخورد قاطع داشته باشند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 23:50 | لینک ثابت |


Google




در كل اينترنت
دروبلاگ من