تبليغاتX
خرقه پشمینه - خطاب به آقاي ديگر سو

خرقه پشمینه

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

>

خطاب به آقاي ديگر سو
به نام خدا.

اولا اينكه آقاي مريد به بنده اهانت مي كنند نشان از آموزه هايي دارد كه امثال نور علي تابنده ومرداني به اينها ياد مي دهند.

اما آقاي ديگر سو:

شما گفته ايد كه تمثل صورت مرشد مربوط به فرقه نقشبنديه است.اول جمله شما را مي خوانيم بعد توضيح مي دهم:

تمثل صورت قطب به هنگام عبادت هم مربوط به فرقه نقشبندیه است نه نعمت اللهی . آقا من

فقیر نیستم اما دوست دارم روزی فقیر حقیقی گردم و این اطلاعات را هم از آنجا دارم

که عده ای از دوستان این حقیر و برادر پیمانی من فقیر نعمت اللهی هستند

برادر گرامي.اين جزو اوليات اعتقادي گناباديها است.چطور شما مدعي هستي مربوط به نقشبنديه است.

البته اين قضيه در برخي فرقه هاي ديگر نيز هست.اما براي اثبات اين سخنم چند جمله از آثار خود اينها را مي آورم:

وملاسلطان گنابادی  درسعادتنامه صفحه 10-12میگوید:اگرصورت مرشدضاهری راخیال درنظر نداشته باشدصورت هواهای نفسانی که بت تراشی نفسند هیچوقت از نظر اونرود

ملا علی گنابادی درصالحیه چاپ دوم ص334 حقیقت598 می گوید:مقلد ناچار است که دروقت عمل مطاع(مرشد)رادرنظرآورد

ومیرزا زین العابدین شیروانی مست علیشاه  كه جزو سلاسل اينهاست می گوید:دراین حال بایدکه سالک درمجامع واحوال وافعال واقوال ازمراقبت صورت مرشدغافل نشود.درهنگام ذکرو ورد وطاعت وخدمت؛ازوجه شیخ خودزایل نگردد.(ریاض السیاحه ص371)

 

باز با تعصبي خواص نوشته ايد:جناب بنده درگاه حرف شما در رابطه با

برهنه شدن به هنگام تشرف دروغ محض است . یا شما اطلاع ندارید یا از روی

قصد این حرفها را می زنید

 

برادر گرامي:بنده نگفتم در وقت تشرف لخت لخت مي شوند.اما بنده از نزديك با اين فرقه آشنا هستم.اما براي خوانندگان اين وبلاگ مدركي مي آورم تا ببينند دروغگو كيست.

 

كيوان قزويني شيخ مجاز گنابادي كه بعد ها توبه كرد در استوار نامه ص ۱۹۲ آداب تشرف در گناباديه را مي نويسد كه قسمتي از آنرا براي شما مي نويسم:

درخلوت را به روی غیر او هرکه باشد میبندند ولو ولیعهد قطب.مگر آنکه قطب اجازه خاص دهد که اوهم حاضر شده ساکت بنشیند.وداخل هیچ کار وگفتاری نشود.پس قطب روبه قبله نشیند وبرخی مقیدند که روی پوست مرغز بنشیند وبه مرید میگوید که دردست چپ دلیل بایستد درجانب قبله وآن ۵چیز را که آورده جلوی خودش به زمین گذارد پس به دلیل اشاره میکند که شروع به ادای وظیفه کن.پیر دلیل به مرید امر میکند که پابرهنه وسر برهنه ودوش برهنه شو وشال کمرت را بگشاهر بند وگره که درلباست هست باز کن که معنی تمام تخلیه این است وخود دلیل هم همانطور تمام برهنه میشود.

پس دلیل خم شده آن ۵چیز را به دست راستش میگیرد به طوری که دست را آویخته باشد.وهر دو آرام راه میافتند.پس از طی مسافت هردو به سجده می افتند وپشت هر دو دست خود را به زمین میگذارند وکف دست به آسمان.پس برخاسته ایستاده یک نگاهی به قطب نموده دوباره به سجده میافتند وذکر معینی درسجده نیست.پس برخاسته به جلو قطب مینشیند ودلیل با دست راست خود دست راست قطب را به طور صفا میگیرد ومیبوسد.وآن ۵چیز را مینهد به دست قطب.در همان ضمن صفا اگر سبک باشد وبتواند آنها را لای دست خود گرفته که تسلیم قطب کند.(استوار نامه ص۱۹۲)

البته برادر همينطور كه خانم اعظم السادات موسوی نوشته اند اينها براي دفاع از خودشان دروغ زياد مي گويند.ديوار حاشا بلند است.

خودتان با چشم خود خوانديد كه چگونه اهانت مي كنند وبي منطقي خود را به نمايش مي گذارند


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت 15:42 | لینک ثابت |


Google




در كل اينترنت
دروبلاگ من