خرقه پشمینه
منوی وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب

ولایت از مختصات شیعه است واین ولایت مصطلح در شیعه در غیر شیعه جایگاهی ندارد.
واین مسئله باعث شده تصوف در ابتدا در بطن اهل تسنن بوجود بیاید.
در سقیفه پی بردند که از معنویت خالی است چرا که ولایت زعامتی و امامتی و تصرف تکوینی ندارد پس در زمان امام صادق(ع) در کنار مذاهب اربعه ، اینها را در مقابل اهل بیت قرار دادند ومسائل معنوی را در قالب اقطاب صوفیه مطرح کردند تا ولایت و علم ائمه (ع) را در زیر سایه این انحراف قرار دهند .
اقسام ولایت شیعی: 1. ولایت محبت و مودت که واجب است محبت ذوی القربی که همه شیعه و سنی قبول دارند
2. ولایت امامت و یا ولاء امامت که ولایت تشریعی است که این ولایت را بر عده ای خاص از بنده گان عطا کرده و بر دیگران واجب است در امور دینی پیروی کنند. این نوع ولایت را نه اهل تسنن و نه تصوف ، هیچکدام قبول ندارند
3. ولایت: زعامت، یعنی رهبری سیاسی جامعه اسلامی که از طرف خداوند برای عده ای اعطاء شده که این ولایت و وصایت از آنِ علی (ع) است و از غیر اینها جایز نیست
4. ولایت تصرف: که در خارج تا ثیر گذار است که منحصر در دوازده امام است در نزد شیعه است که اهل تسنن قبول ندارد ولی شبیه همین در صوفیه است
تعریف ولایت در نزد تصوف:
مقام ولایت عبارت است از رتبه فنای فی الله ، ولی در این مرحله در تجلی خداوند محو و مستهلک شده و به علت شکر واستغراقی که بر او عارض می شود تابعیت و عبودیت به حسب صورت (نماز و روزه) از او مرتفع می شود اما از نظر معنا او عین تابع و عابد است
مسئله ای که با شیعه منافات دارد اقسامی است که برای ولی قائل شدند
اقسامی که تصوف برای ولی قائل شدند:
قطب: مثل امام در نزد شیعه همیشه و در هر زمان یک نفر است . فناء فی الله و بقاء بالله دو قیدی است که برای قطب قائلند . بالاترین مراحل سیر و سلوک هم مال اینهاست
افراد : سه نفر و گمنام هستند که کسی آنها را نمی شناسد
اوتاد: چهار نفرند
بدلاء (ابدال) : 7 نفرند
نجباء : 40 نفرند
نقباء : 300 نفرند
این مراتب در هیچ جای معارف شیعی وجود ندارد
مسئله دیگر اینکه ولایت را اکتسابی می دانند که هر کس می تواند خودش را به قطبیت برساند در حالیکه در نزد شیعه فقط از طرف خداوند منصوب می شود
و مسیر سیر وسلوک آنها از غناء ـ سماع ـ عشق و رقص و... که باید اینها را بگذرانند .
در نزد شیعه ولایت اهل بیت منحصر در دوازده امام است
اما تصوف می گوید پس به هر دوری ولی قائم است تا قیامت آزمایش دائم است
و
دست زن در دامن هر کو ولی است خواه از نسل عمر خواه از علی ا ست(مولوی)
و ولایت در نزد تصوف بدعتی بیش نیست و هیچگونه منشائی در روایات دینی نمی توان پیدا کرد .
در مورد ولایت دست به توجیه زدند و ذهبیه به این قائل شده است که :
برای امامان ولایت کلیه شمسیه قائلند و اولیای صوفی ولایت جزئیه قمریه دارند
در فرقه های همچون گنابادی گاهی این مقام تا خداوندی نیز بالا می رود
در همین مورد ملا سلطان گنابادی میگوید: صاحب ولایت کلیه مطلقه را الله توان گفت با این نظر و این لحاظ که فانی است در جهت غیب بینی و علی توان گفت به آن اعتبار که مضاف به کثرات است و مستولی بر کل است و رب توان گفت که تربیت کل موکول با اوست.
بعد می گوید : خالق توان گفت به اعتبار اینکه خالقیت حق تعالی بواسطه آن ظهور می یابد(در ولایت نامه ص 11 سطر 6.)
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 22:19 | لینک ثابت |

